وبلاگicon
تارنمای سیدمهدی خاتمی

تارنمای سیدمهدی خاتمی

تمام صفر و یک های زندگی من

نبردی نابرابر

تا چند روز آینده نتیجه ذو سال مذاکرات هسته ای ایران و شش قدرت جهانی مشخص خواهد شد, نتیجه ای که در هر صورت بازی برد, برد برای ایران بوده و خواهد بود.

اگر به توافق برسیم تحریم های ظالمانه برداشته و یا کاسته خواهند شد و اگر به توافق هم نرسیم صدای عدالت خواهی مردم ایران در این دو سال به گوش جهانیان رسید و به جهانیان ثابت شد ایرانیان اهل اعتدال هستند نه تندروی.

اما در هر صورت فقط افسوسی بزرگ باقی میماند از این نبرد دو ساله برای دلواپسان داخلی که از هیچ کارشکنی و تهمتی برای تضعیف روحیه سربازان دیپلماسی کشور دریغ نکردند و منافع کوتاه مدت جناحی را به منافع ملی گره زدند.

زمستان هم تمام میشود اما رو سیاهی تنها باقی میماند برای کاسبان تحریم!

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ساعت 0:7  توسط سیدمهدی  | 

امنیت روانی چیست؟

این روزها یکی از کلید واژه هایی که بسیار استفاده میشود امنیت روانی جامعه است و جالب اینکه رییس جمهور میگوید پلیس موظف به اجرای اسلام نیست و تنها باید قانون را اجرا کند و آیت الله خامنه ای نیز میگوید امنیت روانی یعنی ویراژ ندادن چند جوان سرمست از ثروت های باد آورده با ماشین های لوکس خارجی!

اما بنظر من امنیت روانی یعنی :

1- پلیس واقعا پلیس باشد نه پلیس سیاسی نه پلیس عقیدتی نه پلیس رشوه بگیر بلکه یک پلیس وظیفه شناس و صد البته بروز

2- به دلیل پر شدن شکم بعضی ها, من و امثال من سوار ماشین های بی کیفیت داخلی نشویم و عوارض 120 درصدی کمرگ برای واردات خودرو وضع نشود.

3- به من احترام گذاشته شود, به اعتقادم, به حزب سیاسی من, به تفریحات من, به رای من و رای من تزیینی و و ظاهری نباشد.

4- امنیت روانی از نظر من یعنی جولان ندادن عده ای فقیر پیش پای گردشگران خارجی و التماس به آنان.

5- امنیت روانی یعنی مسدود نشدن و تهدید به مسدود کردن نرم افزارهای اجتماعی.

6- امنیت روانی یعنی آزادی بیان و عقیده و حنی آزادی دین, موسی به کیش خود عیسی به دین خود!

7- امنیت روانی یعنی پایان دادن به خودسری ها, تندروی ها و صد البته لباس شخصی ها

8- امنیت روانی یعنی...

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 0:29  توسط سیدمهدی  | 

پدر ملت باشید

نمیدانم سرنوشت خودم و تارنما بعد از این مطلب چه خواهد شد اما خیلی دوست دارم بنویسم تا حداقل فردا روز پیش خودم خجالت زده نباشم که وقتی میتوانستی بگویی چرا فریاد نزدی و ساکت ماندی!

هیچ گاه عافیت طلبی و دنیا دوستی را انتخاب نکرده ام و همیشه از انسان های دو رو و چاپلوس و نان به نرخ روز خور متنفر بوده ام.

بعد از این مقدمه برویم سراغ اصل مطلب :

جناب آیت الله خامنه ای نمیدانم هیچگاه این نوشته را شما میخوانید و یا حتی برایتان میخوانند یا خیر؟ اما امیدوارم بعد از دعای خوش آمدگویی مهمانداران پروازها که بعد از میلیاردها و یا میلیون ها بار گفتن به گوش شما رسیدو دستور تغییر آن را دادید این بار نیز صدای یک جوان ایرانی و مسلمان به گوش شما برسد.

من خیلی به آب و خاک و کشورم علاقه دارم و ایرانی بودنم را حتی به مسلمان بودن نیز ارجحیت میدهم چون همه ایرانیان را میتوان با نام ایران زیر یک پرچم جمع کرد اما همه مسلمانان را خیر!

جناب آیت الله و یا هر لقب و عنوانی که به شما اطلاق میشود, من دوست دارم حال که دست تقدیر روزگار شما را مسلط بر احوال کشورم کرده است شما به بهترین نحوه ممکن نقش یک پدر معنوی را برایمان بازی کنید و اجازه ندهید شما را مصادره به مطلوب خویش نمایند.

اجازه ندهید شما فقط برای اصولگرایان و یا حتی تندروها باشید, اجازه ندهید شما فقط برای بسیجی ها باشید و پتکی برای کوبیدن بر سر من و امثال من!

جناب آیت الله در سه مورد از شما خیلی دلگیرم و دوست دارم شما نیز بدانید :

1- در 29 خرداد 1388 شما از نقش یک پدر به نقش یک هوادار تنزل جایگاه یافتید و ایکاش در آن نماز جمعه معروف از یکی از کاندیداهای انتخابات حمایت نمیکردید, ایکاش اجازه میدادید نتایج بازشماری آرای انتخابات روشن شود بعد اعلام موضع میفرمودید.

2- شما با جناب حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی مشکلی دارید؟ اما خیلی از مردم او را دوست دارند و ایکاش بجای نوشتن نامه تسلیت برای مادرش و این آخر برای عموم مردم اردکان برای خود او نامه را مینوشتید تا بدینوسیله خیلی از دوست داران و هواداران او جذب شما نیز شوند نه اینکه فاصله ها افزون تر شود.

3- چرا تکلیف خود را با سخن چینان و چاپلوسان روشن نمیکنید؟ چرا یک بار و برای همیشه در دهن کسانی نمیزنید که از اسم شما و سخنان ناگفته شما برای پیشبرد کثیف امیال خود استفاده میکنند؟

این ها مواردی بود که دوست داشتم شما نیز بدانید و امیدوارم سرنوشت من مانند بهشتی نشود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴ساعت 5:42  توسط سیدمهدی  | 

سلام بر عقلانیت

بالاخره بعد از ماه ها مذاکرات سخت و فشرده و کارشناسی و علی رغم مخالفت دلواپسان جهانی, عربی و داخلی بیانیه مطبوعاتی لوزان به امضای طرفین رسید تا رسما حقوق هسته ای کشور تایید شود.

باید به دکتر ظریف و تیم مذاکره کننده هسته ای کشور تبریک گفت که با دیپلماسی لبخند و عقلانیت و تدبیر کاری کردند که کشورهای جهانی که تا دیروز یک درصد اورانیوم غنی شده در کشور را قبول نمیکردند امروز حاضر به پذیرش ایران با فناوری صلح آمیز هسته ای شده اند.

فقط از امروز تمامی دولت مردان و مردمان ایران زمین باید با دقت بیشتری جملات خود را انتخاب کنند و به جای ایران هسته ای بگویند ایران با انرژی صلح آمیز هسته ای یا ایران برخوردار از دانش انرژی هسته ای.

از امروز باید تربیون دلواپسان را قطع کرد و صدای آنان را کاهش داد تا چهره زیبا و لبخند ایرانیان در ذهن ها ترسیم شود.

از امروز باید ثابت کرد ایران چون بهار زیباست و بهار چون ایران زیباست.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 1:42  توسط سیدمهدی  | 

بهار زیبای من

بهار بسیار بخشنده است و برایش فرق نمیکند فقیر باشی یا غنی, پیر باشی یا جوان, جامد باشی یا مایع, گناه کار باشی یا بی گناه, کوه باشی یا دشت, بهر حال دامن خود را باز میکند و تو را دعوت میکند به جشن شکوفه ها.

دعوتت میکند به رقص جوانه ها, زنده شدن, جوانه زدن, از نو شروع شدن, از نو بپا شدن و از نو برخاستن...

به طبیعت بنگر که چگونه مرده بود و ما آن را زنده کردیم, این یکی از آیات قرآن کریم و از سخنان خداوند رحمان و رحیم است که اشاره دارد به زنده شدن دوباره بعد از مرگ و زنده شدن حتما متعلق به جان و جسم نیست, دل نیز مینواند زنده شود و دوباره احیا شود.

حتما نباید و شاید تا ابد در سباهی بود و در سیاهی زیست میشود به اندک نور تابیده شده و به آخرین رشته متصل وصل شد و خود را نجات داد.

و چو خوش آن روزی که بهار با بهار آغاز شود و اینگونه بسراییم که :

سلام بر بهار, به امید بهار و برای بهار

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 1:26  توسط سیدمهدی  | 

زنگ انشا

به نام خدا

معلم ما گفته است امروز در مورد کشور خود انشا بنویسیم, من هم بعد از صحبت با پدر و مادر و خانواده و اقوام مهم ترین مطالب آن ها را انتخاب کرده ام :

در کشور ما اصلا فقر وجود ندارد و از بس پول نفت را سر سفره ما آورده اند سفره ما نفتی شده است و ما نمیتوانیم چیزی بخوریم.

در کشور ما آب و برق را مجانی کرده اند و ایضا اتوبوس را اما نمیدانم چرا شرکت آب و برق و اتوبوسرانی باز هم خودسرانه از ما پول میگیرند.

در کشور آزادی بسیار وجود دارد مانند آزادی مطبوعات و صدای مخالف و هیچوقت در نطفه خفه نمیشوند.

در کشور ما اصلا واژه ای به نام ممنوع وجود ندارد از ورود ممنوع تا ممنوع التصویر, ممنوع القلم, ممنوع الصدا, و تازگی ممنوع الفکر و دوربین و تنفس

در کشور ما بیماران دغدغه ای بجز بیماری ندارند و بیمارستان ها بیماران بی پول را کنار خیابان رها نمیکنند و دکترها اصلا نمیدانند زیر میزی چیست!

در کشور ما پلیس اصلا سیاسی نیست و همیشه محوز تظاهرات مخالفان را میدهد و امنیت آن ها را تامین نیز میکند.

در کشور ما واژه ای بنام اختلاس وجود ندارد و ما اصلا نمیدانیم مختلس چیست و تمامی اختلاس کنندگان از استکبار جهانی هستند.

در کشور ما آب هست هوای پاک هست و البته تورم نیست.

این بود انشای من  و الکی متلا من ایرانی نیستم!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 3:38  توسط سیدمهدی  | 

کاملا طنز

یکی از دوستان چند وقت پیش از من خواسته بود که به دلیل داشتن ذوق طنز نویسی و داشتن روحیه لطیف بجای نوشتن مطالب تلخ که به اندازه کافی فضای جامعه را غمیگین میکند کمی هم طنز را چاشنی مطالب کنم و چون رسیدگی به خواست ها از مشخصات بارز ماست این شما و این هم مطلب کاملا طنز تارنما :

1- اهواز, هوا ندارد بجاش تا دلتون بخواد گرد و خاک دارد که آنهم نتیجه خشک کردن تدریجی تالاب هور العظیم بوسیله شرکت ملی نفت و کسب سود بیشتر است.

2- محمدرضا رحیمی معاون اول دولت پاک دستان از مادها تا به حالا و رییس ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی به جرم فساد اقتصادی به پنج سال زندان محکوم و راهی هتل اوین شد.

3- بعد از مدت ها آگهی تلویزیونی سرانجام مدیران دو شرکت متخلف تبرک و پدیده بازداشت شدند و حالا باید پرسید حمید؟ بعدی کیه؟

4- عزت الله ضرغامی رییس بی طرف رسانه غیر ملی سرانجام اعتراف کرد سیاست صدا و سیما عدم پخش اخبار اطلاح طلبان بوده است.

5- به جان احمدی نژاد قسم این یکی طنزه : ایران قرار است در یک عملیات معکوس جهان را تحریم کند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ساعت 2:4  توسط سیدمهدی  | 

جلوی بهمن اقتصادی را بگیرید

بهمن و سیل هر دو با آن همه عظمت و خسارت در ابتدا تنها گلوله کوچکی برف و قطرات ریز باران هستند و چون این گلوله برفی و آن قطرات بهم میرسند خسارت آفرین میشوند.

احوالات این روزهای اقتصاد بیمار ما نیز مشابه سیل و بهمن است و در ابتدا تنها اختلاس هایی کوچک و در سطح شعب بانک ها بودند و این روزها کار به ارقام هزار هزار میلیاردی رسیده است که گاهی مواقع بدون داشتن اطلاعات کافی حتی نمیتوان تعداد صفرهای آنان را نیز محاسبه کرد.

لطیفه ای ساخته شده است که شهرام جزابری عرب که زمانی که در زومره افراد مشهور فساد اقتصادی بود به مسئولین زندان اعتراض میکند که چرا من آفتابه دزد را با مفسدان درشت اقتصادی در یک جا زندانی کرده اید!

این روزها هر کسی با ثبت یک شرکت کاغدی به راحتی میتواند بانک, بیمه و شرکت سرمایه گذاری دایر کند و بعد که گلوله های کوچک برف این شرکت ها بزرگ و بزرگتر و میزان خسارت آنان جبران ناپذیر شد تازه مسئولین ما با کلی جار و جنجال و فضاسازی وارد میشوند, در حالی که هم کار از کار گذشته و هم راه مبارزه واقعی با فساد اقتصادی جار و جنجال نیست.

کار باید از همان ابتدا درست و اصولی انجام شود و تحت نظارت نهادهای مربوطه باشد تا میزان دزدی و اختلاس و فساد اقتصادی کوچک و ضررهای آن جبران پذیر باشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 2:35  توسط سیدمهدی  | 

امان از دست غول ها

غول های اقتصادی یا همان مفسدان اقتصادی واقعا انسان هایی فرازمینی و به احتمال خیلی زیاد از سیارات دیگر هستند!

شوخی نمیکنم فقط کافیست مطالبی را که درباره مفسدان اقتصادی منتشر میشود را در اینترنت یک سرچ ساده کنید تا پی به ماهیت واقعی آنان ببرید.

مثلا در مورد همین پدیده شاندیز که حسب اتفاق بنده روابطی با محسن پهلوان داشتم از خواندن بعضی مطالب چنان تعجب میکردم که با خود فکر میکردم نکند من با شخص دیگری به نام محسن پهلوان مراوده داشته ام یا نکند اینها در مورد یک محسن پهلوان دیگر است.

نمیدانم چرا تا صحبت از مفسدان اقتصادی میشود حتما ما یاد ریش, زنجیر طلا, فساد اخلاقی و... می افتیم و با خود فکر نمیکنیم اینها انسان هایی هستند بسیار معمولی مانند من و شما که حسب اتفاق قرعه رانت و رانت خواری به نامشان افتاده است و شاید اگر چرخ روزگار بچرخد فردا یکی از ما غول اقتصادی شویم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم بهمن ۱۳۹۳ساعت 2:55  توسط سیدمهدی  | 

کلنل لیاخوف

106 سال پیش کلنل لیاخوف روسی مجلس مشروطه را به توپ بست و دوران استبداد صغیر را آغاز کرد, اما به نظر میرسد بعد از یک قرن از آن زمان بار دیگر باید یک کلنل لیاخوف به پا خیزد و مجلسی را که تحمل 10 دقیقه شنیدن صدای متفاوت را ندارد به توپ ببندد.

واقعا باید خون گریست و متاسف شد برای آزادی بیانی که فقط و فقط 10 دقیقه تحمل ندارد صدایی بجز صدای خود را بشنود و با ضرب و شتم نماینده مجلس صدای او را خفه میکنند.

آقایان, بزرگواران و عزیزان مگر 5 سال از داستان اعتراضات سال 88 نگذشته است و تازگی شما جشن 9 دی را برگزار نکردید؟ مگر به قول شما مردم در 9 دی بساط فتنه گران را جمع نکردند؟ پس چرا تحمل شنیدن صدای مخالف را ندارید؟

کسی که امروز مورد ضرب و شتم قرار گرفت ندا آقا سلطان و جان باختگان کهریزک نبود, فراری و سلطنت طلب و آشوب گر و فتنه گر نبود, بلکه فرزند شهید دکتر مطهری بود و صدایی است از چندین میلیون معترض باقی مانده و زخم خورده از سال 88.

کلنل لیاخوف کجایی؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۳ساعت 3:36  توسط سیدمهدی  | 

همه چی آرومه

وقتی مملکت به وفق مراد و به کام ایام باشد ما منتقدین همیشه در پشت صحنه مطلبی برای نوشتن نداریم و نانمان آجر است!

القصه که الحمدلله همه چیز بر چرخ مراد میگردد بجز چند آفتابه دزدی خیلی کوچیک در پدیده و پردیسان و تبرک و... که ارزش فک زدن ندارد.

اگر اوضاع به همین منوال بود که دیگر ما را نخواهید دید اما اگر ورق برگشت در خدمت خواهیم بود.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ساعت 5:56  توسط سیدمهدی  | 

من حساس هستم

در يكي از سريال هاي صدا و سيما ميان دو نفر از بازيگران ديالوگي رد و بدل ميشود و به عده اي برميخورد كه اي داد اي هوار اي فغان اين منظورش با ما بود و بايد از حقمان دفاع كنيم!

از آن طرف عده اي كه رگ غيرت قوميت شان حسابي متورم شده است دست به اعتراض ميزنند و تجمع ميكنند و قسم ياد ميكنند اگر فلاني و فلاني گيرمان بياد چنان كاري ميكنيم با آنان كه مرغان به حالشان زار گريه كنند.

عزيز من شما اصلا نه حساس هستي و نه تحريك شده اي فقط شما بي نهايت بي جنبه تشريف داريد و فرق بين سريال و واقعيت را نميدانيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ساعت 15:53  توسط سیدمهدی  | 

چند مطلب در يك مطلب

1- واقعا متاسفم براي گروه جيش الشيطان كه 5 سرباز بي گناه را اسير خود كرده اند و چنان بزدل و ترسو ميباشند كه جرات مبارزه مستقيم را ندارند.

مطمئن باشيد مردم ايران هرگونه ظلم و ستمي را تحمل خواهند كرد بجز ناامني و خشونت؛ و به بهترين شكل ممكن جواب شما را خواهند داد.

البته بايد ابراز تاسف عميقي نيز داشت براي مسئولين كه بعد از كشته شدن جمعي از مرزبانان عزيز كشور باز هم به فكر تجهيز كردن اين زحمتكشان نيستند.

2- اين داستان حصر نيز دارد كم كم شكل جدي به خود ميگيرد و بعد از بيانيه وزارت خارجه امريكا اينبار نوبت به رييس مجلس يعني جناب علي لارجاني رسيد تا توپ را به سمت شوراي عالي امنيت ملي و دولت شوت كند و از آنها بخواهد تا تصميمي عقلاني در مورد حصر بگيرند.

3- اين داستان سبد كالا نيز تمامي ندارد و هر روز انتقادها از اين طرح ابعاد وسيع تري ميگيرد حتي شنيده شده است كه در بعضي از استان ها تخم مرغ تمام شده است و بجاي آن ماكاروني ميدهند!

4- جشنواره فيلم فجر به پايان رسبد اما گويي حواشي مراسم اختتاميه تمامي ندارد و شنيده شده است يكي از داوران جشنواره گفته است انتخاب ما براي بازيگر نقش اول مرد بازيگر فيلم من عصباني نيستم بوده است كه با فشارهاي موجود اسم او خط خورده است و رضا عطاران براي فيلم آرايش غليط انتخاب شده است.

پ.ن : از اتاق فرمان خبر ميدهند كه رضا عطاران براي فيلم طبقه حساس سيمرغ گرفته است نه آرايش غليظ

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ساعت 8:22  توسط سیدمهدی  | 

كشور متعلق به كيست؟!

قبل از سال 57 همه گروه هاي سياسي و اقشار مردم از هر نژاد و مذهب و عقيده اي يك هدف مشترك داشتند و آنهم پايان بخشيدن به حكومت محمدرضا پهلوي بود اما با پيروزي انقلاب در سال 1357 دو دستگي و چند دستگي بين مبارزين سابق و رقباي فعلي بوجود آمد.

كم كم با حذف ديگر مدعيان قدرت تنها دو گروه عمده در ميدان رقابت درون نظامي باقي مانند و آنهم اصولگرايان و اصلاح طلبان بودند.

البته به طور سنتي قدرت هميشه در اختيار اصولگرايان بوده است و فقط هر از گاهي آنهم كوتاه؛ اين قدرت تنها در حد قوه مجريه به دست اصلاح طلبان ميرسد.

متاسفانه بعد از اتفاقات سال 88 عده اي از انحصارطلبان و قدرت طلبان سعي در حذف ديگر رقباي خود از صحنه كردند و با امنيتي كردن فضاي كشور خود را تنها سخنگوي آحاد ملت قملداد كردند.

اين گروه كه خود را پاك و مبري از هرگونه خطايي ميدانند با سرك كشيدن در عقايد مردم و بخصوص مخالفين سعي در وارونه جلوه دادن حقيقت دارند و تمامي تريبون هاي رسمي را نيز غبضه كرده اند.

خوشبخاته با روي كار آمدن دولت تدبير و اميد كه حاصل تفاهم و همگرايي اصلاح طلبان و اصولگرايان معتدل بود و با تدبير ويژه آقايان هاشمي و خاتمي تا حدودي از جو امنيتي گذشته كاسته شده است اما دولت كه اين روزها نماد و سخنگوي ديگر اقشار جامعه ميباشد همچنان تنهاست و اين تنهايي به حدي ميباشد كه رييس سازمان صدا و سيماي به اصلاح ملي ما تريبون را از دولت دريغ كرده و با تاخير سخنان رياست محترم جمهور را پخش ميكند.

اميدوارم به مرحله اي از تكامل سياسي و عقلاني برسيم كه رقيب را دشمن فرض نكنيم و سعي در حذف ديگران از صحنه نداشته باشيم بلكه خود با كار شايسته و خدمت مناسب در نظره ها جلوه كنيم و پشتوانه مردمي كسب كنيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ساعت 9:29  توسط سیدمهدی  | 

سلام بر تو

سلام بر مرد هميشه "بهار" سلام بر نو سفر دوران ها

سلام بر كسي كه جهان و عالميان در انتظار قدومش صبح هاي جمعه كوچه هاي انتظار را آراسته ميكنند و منتظرين دعاي الفرج الفرج سر ميدهند.

عالم و آدمي تا ظهر چشم انتظار است و هنگامي كه وقت از آمدنش سبقت ميگيرد دل مرده و پژمرده ميشود.

دل به تنگ مي آيد و چشم به گريه و لحظه ها دير ميگذرند براي رسيدن جمعه اي ديگر.

اين عالم سرد و بي روح و خشن تنها با قدوم و انفس سبزش جان ميگيرد و مانند اين روزهاي ما ميشود كه بعد از برفي سرد و استخوان سوز خورشيد بر ما ميتابد و گرم ميشويم.

بيا كه مدعيان آمدنت را سخت انكار ميكنند و قلوب ضعيف در آمدنت شك برده اند.

سلام بر بهار به اميد بهار و براي بهار

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 13:20  توسط سیدمهدی  | 

براي رفع حصر چه كرده ايد؟

درست است كه دولت تدبير و اميد اين روزها گرفتاري هاي ريز و درشت مهمي دارند اما شايد بتوان در گوشه اي از گفتمان ها جايي براي رفع حصر نيز گذاشت و آن را در برنامه ها قرار داد.

شايد توقع زيادي باشد از دولتي كه تحت فشار شديد افراطيون جبهه پايداري قرار دارد حرف از رفع حصر بزند اما بياييم فضا را آماده و مهيا كنيم براي همدلي؛ براي شاد بودن و براي آزاد بودن.

از دولتي كه منشور حقوق شهروندي را تنظيم ميكند انتظار ميرود به فكر رفع حصر و شكستن فضاي امنيتي موجود نيز باشد.

در آخر شايد ذكر اين نكته خالي از لطف نباشد كه وقايع مربوط به انتخابات 88 دو طرف داشت اما اينك يك سر داستان در حصر است و سر ديگر داستان در دانشگاه!!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 8:42  توسط سیدمهدی  | 

هر روز نااميدتر ميشويم

توقع داشتيم با روي كارآمدن دولت تدبير و اميد و دولت شايستگان و نخبگان شاهد حركات پوپوليستي و كارشناسي نشده نباشيم.

انتظار داشتيم امور با جديت و درايت به پيش بروند و سرانجام امور خوب و شيرين باشد اما مثل اينكه هر روز بايد نااميدتر شويم.

اول ماجراي سفر استاني دولت به خوزستان سپس استعفاي محمدعلي نجفي و آن تكذيب و انكار و تاييد كردن هاي مسخره آن سپس توزيع سبد كالايي آنهم به افرادي كه نيازمند نيستند و اينك داستان به خاتمه نيافتن انتخاب استاندار خراسان رضوي.

واقعا مگر انتخاب يك فرد كه همه او را قبول داشته باشند اين چنين سخت است كه دولت تدبير و اميد در انجام آن عاجز مانده است؟

درست كه مشهد شهريست با هزاران افكار از اصلاح طلب و اصولگرا اما بخدا قحط الرجال نيست و ميشود فردي مدبر و مدير را براي مديريت آن پيدا كرد.

جناب روحاني لطفا آقاي محسن رضايي را در نظر داشته باشيد و از او استفاده كنيد هرچند توصيه ما براي استفاده از دكتر عارف به سرانجامي نرسيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 8:47  توسط سیدمهدی  | 

سال 93 سالي سخت براي مردم و دولت

با شروع سال 93  دولت و مردم قدم در راهي سخت خواهند گذاشت كه ميتواند يكي از مهم ترين آزمون هاي پيش روي آنها باشد.

از يك طرف دولت وارد فضايي ميشود كه ديگر نميتواند از عنوان "دولت جديد" استفاده كند و ديگر همگان از او توقع ايجاد تغييرات كلي و شگرف را دارند و بايد مرحله دوم هدفمندي يارانه ها را نيز اجرا كند.

با اجراي مرحله دوم هدفمندي يارانه ها بي شك دوباره شاهد افزايش قيمت ها و بخصوص حامل هاي انرژي خواهيم بود و زمينه براي صعود تورم مهيا خواهد شد و اين هنر دولت تدبير و اميد خواهد بود كه اين معضل را به بهترين شكل ممكن و با كمترين اثرات رواني و اقتصادي آن حل نمايد.

از يك طرف مردم نيز بايد خود را براي افزايش لحظه اي قيمت ها از طرف عده اي سودجو آماده نمايند و از طرفي خواسته هاي خويش را تا حدودي از دولت كاهش دهند و به دولت اجازه دهند تا بتواند مسائل را مديريت كند.

اميد است كه سال 93 سالي خوب باشد هرچند كه دورنماي آن چنين نيست.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ساعت 8:15  توسط سیدمهدی  | 

راز آفرينش

از فرد بسيار زشت رويي سوال كردند راز آفرينش تو چيست؟ و او پاسخ داد :"خدايم مرا خلق كرد تا بندگانش نعمت زيبايي و سلامت را شكر و سپاس گويند"

واقعا كمي اغراق آميز به نظر ميرسد اما چه خوب بود اگر ما براي تمامي داشته ها و نداشته هايمان سپاسگزار حق تعالي بوديم و خود را در رنج و عذاب نمي انداختيم براي نداشته هايمان.

اگر زيبا نيستم حداقل سالمم؛ اگر قدرت تكلم خوبي ندارم بجاي آن حافظه قوي و سالمي دارم؛ اگر چشم ندارم بجاي آن قدرت لامسه ي من بسيار است و...

شما هيچ فردي را نميتوانيد پيدا كنيد كه بر اساس خلقت آفرينش بوجود آمده باشد و يك امتياز و يا چندين امتياز مثبت در او نباشد.

هيچ فردي نميتواند ادعا كند كه من هيچ مشخصه ي بارز و مشخصي ندارم و اگر ندارد تقصير خود اوست كه بالقوه را تبديل به بالفعل نكرده است.

گر خداوند ببندد دري ز رحمت گشايد در ديگري

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۲ساعت 8:18  توسط سیدمهدی  | 

آنچه از روحاني نديديم!

توقع داشتم با روي كارآمدن دولت "تدبير و اميد" شاهد تغييراتي بس عظيم هم در حوزه روابط خارجي و هم در حوزه روابط داخلي باشيم اما تا به اينجاي كار اين تحولات و تغييرات فقط به حوزه سياست خارجي معطوف شده است.

در حوزه سياست داخلي متاسفانه پاشنه ي در به همان روال سابق ميگردد و تغيير محسوسي احساس نميشود.

هنوز فيلترنيگ و پارازيت وجود دارند؛ هنوز توقيف مطبوعات وجود دارد؛ هنوز اثري از شادي و نشاط در حد ايده آل آن وجود ندارد؛ هنوز نميتوان با احساس آرامش خاطر حرف زد و همچنان فضاي امنيتي وجود دارد؛

انتظار داشتيم دولت روحاني سفرهاي استاني را كه بدترين ميراث دولت گذشته است تعطيل و يا با رويه و شمايل جديدي اجرا كنند اما چيز جديدي نبود و نديديم.

هنوز هم دنبال ماشين دويدن مردم؛ هنوز هم گوني گوني نامه دادن و نامه جمع كردن؛ هنوز هم وعده و وعيد دادن هاي احساسي و حرف هاي جنجال برانگيز و هنوز هم گرامي نداشتن كرامت انساني؛

جناب روحاني انتظارمان از شما بسي بيشتر از اين بود بنظر ميرسد شما به ظريفي در حوزه سياست داخلي مانند دكتر جواد ظريف نياز داريد.

ما هنوز احساس نميكنيم آن مردي كه سفرهاي استاني ميرفت؛ رفته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ساعت 8:35  توسط سیدمهدی  | 

آري يا خير

اين آيه قرآن را دقيق به ياد ندارم اما معني آن تقريبا چنين چيزي است :

"اي كساني كه ايمان آورده ايد به خداي مشركين توهين نكنيد زيرا آنها نيز به خداي شما توهين خواهند كرد؛ خداوند شما كجا و خدايان آنها كجا"

با توجه به معني و مفهوم اين آيه ما مسلمانان بايد توجه ويژه اي در گفتار و رفتار خويش داشته باشيم و به هيچ كسي توهين نكنيم زيرا عكس العمل آنها را در پي خواهد داشت و آنگاه اين كجا و آن كجا؟

اين مقدمه را عرض كردم تا برسم به اصل مطلب و آنهم برپايي مراسم هايي در اين شب هاست به نام "عمر كشون" يا همان "عيدالزهرا"

من نميدانم فلسفه ي اين نوع جشن ها چيست اما با بعضي از حركات و اعمال صورت گرفته در آن بسيار مخالف هستم.

براي يك مسلمان شيعه اصلا جايز و مناسب نيست كه حركاتي دور از شئونات انجام دهد حتي اگر براي تمسخر دشمنان اهل البيت باشد.

براي يك شيعه برازنده نيست به ديگر مذاهب اسلامي توهين كند تا عكس العمل آنها را در برداشته باشد زيرا علي(ع) و خاندان او كجا و عمر و ابوبكر كجا؟

اميد است محب و دوست دار واقعي اهل بيت باشيم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ساعت 8:57  توسط سیدمهدی  | 

اجماعي براي ايران

بالاخره مذاكرات براي شروع توافق نامه ي ‍ژنو به سرانجام رسيد و پايتخت هاي شش كشور و همچنين باراك اوباما رييس جمهور آمريكا اين موضوع را تاييد كردند.

بر اساس اين توافق در مدت شش ماه و از 30 ژانويه شش كشور متعهد ميشوند كه به صورت هماهنگ و همگام با هم مراحل ذيل را انجام دهند.

1- هيچگونه تحريم جديدي بر ضد ايران اعمال نخواهد شد.

2- ايران اورانيوم هاي 20 درصد خود را در يك بازه زماني شش ماه اكسيد خواهد كرد.

3- مبلغي در حدود 6ميليارد دلار از دارايي هاي بلوكه شده ايران آزاد خواهد شد.

4- ايران تاسيسات آب سنگين اراك را تعطيل خواهد كرد.

5- بخشي از تحريم هاي اعمال شده بر ضد ايران لغو خواهند شد.

اما نكته مهم اينكه اين توافق نامه قيد ميكند و تاكيد دارد كه يا بايد تمام توافق نامه اجرايي شود و يا هيچ بندي اجرايي نخواهد شد بنابراين بايد حواس تيم مذاكره كننده هسته اي و بخصوص دولت جمع باشد تا در دام تندروهاي داخلي و نااهلان نيوفتد و مجلس نيز از تصويب قوانيني مثل الزام كرذن دولت به توليد اورانيوم 60 درصد خودداري كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ساعت 11:32  توسط سیدمهدی  | 

لذت بخش ترین لحظه ی دنیا

پنج شنبه شب ذهنم پر بود از افکار گوناگون و مدام در این فکر بودم که چه مطلبی اهمیت نگارش بیشتری بر سایر مطالب دارد.

اولویتم حوادث مجلس پیرامون نطق علی مطهری و فریادهای اعضای جبهه پایداری بود اما با خودم گفتم مردم در انتخابات آینده ی مجلس جواب این همه هوچی گری را خواهند داد پس ارزش نگارش فعلا ندارد.

خواستم در مورد آلودگی هوا بنویسم اما دیدم که نرود میخ آهنین در سنگ و تا هنگامی که مردم و نه مسئولین اهمیت این موضوع را درک نکنند نگارش آن چه سود.

در همین هنگام ناخودآگاه با توپ پلاستیکی خواهرزاده ی عزیزم در حال بازی بودم که پدر گفت پاس بده!

من هم خیلی آرام به پدر پاس دادم و این پاس یک جواب هم داشت و کم کم این پاس و جواب دادن متقابل مقدمه ی یک فوتبال خانگی را فراهم کرد.

یاد دوران کودکی و نوجوانی افتادم که پدرم  یگانه قهرمان آن دورانم بود(هنوزم هست) و هیچ وقت پیروزی ارزشمند و غرور آفرینش بر دایی کوچکم را فراموش نمیکنم.

چند دقیقه ای با پدر فوتبال بازی کردیم و برای هم خاطره تعریف کردیم و خنده بر لبانمان نقش بست و چه چیزی ارزشمندتر و زیباتر از فوتبال بازی کردن با پدر؟

خدایا تو را سپاس

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ساعت 19:45  توسط سیدمهدی  | 

آقای مداح معروف

جناب مداح معروف سلام؛

نمیدانم بازتاب تیراندازی خویش را در فضای رسانه ای کشور رصد کرده اید یا خیر, اما باید بگویم چنان این جریان سازی شما خبرساز شده است که تقریبا میشود گفت به تیتر یک خیلی از رسانه ها تبدیل شده است.

ابتدا گفته شد که با ارازل و اوباش درگیر شده اید اما سخنگوی دستکاه قضا این ادعا را رد کرد و گفت به سرنشینان 206 عنوان ارازل و اوباش در منظر عمومی آن اطلاق نمیشود و سپس گفته شد شما در مقام دفاع از خویش برآمده اید.

به ماهیت واقعی خبر کاری ندارم و تنها میخوام شما را به یک نکته کوچک دعوت کنم و آنهم یکی از مداحی های دروغین شماست!

"به امام حسن(ع) خبر دادند که امام حسین(ع) در حال درگیری با فردی در کوچه است, حسن سراسیمه خود را به صحنه رساند و دید حسین بر روی سین ی کسی نشسته است و در حال کتک زدن اوست, حسن گفت داداش ول کن, حسین گفت نه به مادرمون توهین کرده..."

این تنها یکی از مداحی های دروغین شماست, اما پیغام آن صعه ی صدر داشتن و فروبردن خشم است که متاسفانه شما فاقد آن هستید و سریع عکس العمل نشان دادید و تیراندازی کردید.

خدا قوت برادر...

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ساعت 22:35  توسط سیدمهدی  | 

بابک زنجانی کیست؟!

مهم نیست بابک زنجانی کیست, مهم نیست شهرام جزایری کیست, مهم نیست امیرمنصور آریا کیست, تنها چیزی که مهم است این سوال اساسی است که این ها از کجا می آیند؟

فرآیند به ظهور رسیدن میلیاردها در ایران با تمامی دنیا متفاوت است و یک فرد در کمال گمنامی به اوج شهرت میرسد و آنگاه اسم او در هر زمینه ای شنیده خواهد شد.

تقریبا با پایان یافتن هر دولتی در ایران یک میلیارد نیز به اسم مفسد اقتصادی دستگیر و زندانی شده است تا این شائبه و سوال بوجود آید که آیا واقعا این بگیر و ببندها بخاطر مبارزه با مفاسد اقتصادی است یا تنها یک تسویه حساب سیاسی میباشد؟

کرباسچی, شهرام جزایری, امیرمنصور آریا و اینک بابک زنجانی تنها نمونه ای از اسامی هستند که رسانه ای شده اند و کم کم باید منتظر شروع محاکمه ی زنجانی هم باشیم.

سوالی که این روزها ذهن مرا بسیار به خود مشغول ساخته است این است آیا این میلیاردها واقعا مفسد هستند یا کارآفرین و یا حتی یک تاجر موفق؟

اگر کارآفرین هستند پس چرا فضای کسب و کار را تهدید میکنیم؟ اگر مفسد هستند پس چرا همزمان با اوج گرفتن یک فرد بررسی نمیشود که اموال او چرا و چگونه افزایش یافته است و اگر یک تاجر موفق است چرا از تجربیات او در زمینه های بازرگانی استفاده نمیشود؟

البته بابک زنجانی شاید نمونه ای بسیار کوچک از کسانی باشند که بخاطر تحریم ها میلیاردها تومان پول این کشور را به یغما بردند و کوچکترین اخمی هم به روی صورت خود نیاوردند.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 21:40  توسط سیدمهدی  | 

صدایمان خروسکی میشود

تمامی محاسن و زیبایی های دنیا در ما تقریبا جمع است و برای خودمان یک پا یوزارسیف هستیم اما این روزها تنها چیزی که باعث جلب توجهمان میشود صدای خروسکیمان است.

مدتی بود سرما خورده بودیم(ای بابا احمدی نژادم نیست بندازیم گردنش) اما با خوب شدنمان صدایمان خروسکی شده است و باعث شادی دل مردم.

خدایا همین که با صدایمان باعث شادی دل مردم میشویم شکر.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 21:49  توسط سیدمهدی  | 

مهربانی برای تمام جهانیان

فردا مصادف با وفات پیامبر اکرم(ص) و شهادت فرزند بزرگوارشان امام حسن مجتبی(ع) است و بی مناسبت ندیدم که مطلبی کوتاه بنویسم برای این روزهای خودم یا این روزهای خودمان!

این روزها بسیار دچار تضاد آرا و افکار با همکاران میشوم و بسیار میشود که به دلیل همین تفاوت در دیدگاه دچار عصبانیت های چه زود هنگام یا ماندگار شویم.

این روزها بسیار دچار سردرگمی میشوم که این همه اختلاف از کجا می آید و مگر ما همه ایرانی و فارسی زبان و مسلمان و شیعه نیستیم؟ مگر ما همه مردم ایران زمین نیستیم پس ما را چه شده است که تحمل کوچکترین صدای مخالف یا مخالفتی را نداریم و سعی در خاموش کردن آن داریم؟

نمیدانم یا سعه ی صدر ما بسیار کم است یا بسیار به حرف و نظر و دیدگاه دیگران اهمیت میدهیم اما هرچه هست بسیار سخت شده است این روزها لبخند زدن و خندیدن و حتی خنداندن.

یا رحمت العالمین ذره ای از آن صبوری و سعه ی صدر خویش را به ما عطا فرمایید که سخت نیازمند آن هستیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی ۱۳۹۲ساعت 23:0  توسط سیدمهدی  | 

9 دی

9 دی؟! نظری ندارم...

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی ۱۳۹۲ساعت 22:40  توسط سیدمهدی  | 

خدایا یاریم کن

خدایا یاریم کن و کمکم نما تا خستگی ناشی ار روزمرگی ها و بخصوص حرف مردم باعث نشود تندخود, عصبانی و خشمگین شوم.

بار الهی یاریم نما تا همیشه صعه ی صدر داشته باشم و لبخند بزنم.

خدایا کمکم کن تا فرصت خدمت شایسته به بندگان تو را داشته باشم.

یا رب کمک نما تا سینه ام از کینه ها پاک شود.

خدایا کمکم نما تا آشتی به جای قهر و دوستی به جای دشمنی سرلوحه ی تمامی اموراتم شود.

یا رب راهنماییم کن تا بتوانم سرنوشت خویش را تغییر دهم.

خدایا کمک نما تا اسلام را با چهره ی رحمانیش و کشورم را با چهره ی عقلانیش به مردم نشان دهم.

آفریدگارم من سنگینی بار این انسان بودن و این مومن بودن را درک میکنم اما به سرانجام رساندن نیکویش با تو و تنهای تنها به تو پناه میبرم.

از تو دستگیر بنده نواز, خالصانه و عاجزانه درخواست میکنم این بنده ی ضعیف خود را از شر کبر و غرور, حرص و کبر و طمع, رها سازی.

خداوندا به تو پناه میبرم از عجله در تصمیم و بستن دهان دشمنانم.

بار الهی یاریم کن, تا بنده ی مخلصی برای تو و خادم لایقی برای بندگانت باشم.

خدایا همیشه یاریم کن تا به یاد داشته باشم که بر گذشتگان من چه گذشت.

سخن بسیار است و مجال اندک, چه بهتر که سخن را کوتاه کنم و پای در ره نمایم.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی ۱۳۹۲ساعت 19:33  توسط سیدمهدی  | 

بجز زیبایی هیچ ندیدم

چهل و اندی روز از شهادت سیدالشهدا(ع) میگذرد اما انسان هرچه فکر میکند با مشخصات و تصورات ذهنی و مادی او این فاجعه و حوادث آن برای انسان قابل تصور نیست.

حوادثی بسیار تلخ و طاقت فرسا که قلب هر انسانی را به درد می آورد و برای ما که با کوچکترین مصیبتی از خود بی خود میشویم بسیار سخت خواهد بود که در جواب تمام این حوادث فقط بگوییم :"هرچه دیدم جز زیبایی نبود"

خدایا تو با بندگانت چه میکنی و عشق تو چرا اینگونه است که انسان اگر در عشق تو ذوب شود آتش برایش گلستان میشود و عجیب ترین و هولناک ترین جنایت ها در حقش برایش زیبا میشود.

برایش آسان میشود تحمل درد و رنج و اسارت.

برای من که تصورش نیز بسیار بسیار سخت است و هرچه فکر میکنم نمیتوانم ابعاد این حادثه ی عظیم را درک کنم, مصیبتی که بقول زیارت عاشورا و زیارت ناحیه ی مقدسه بزرگترین مصیبت در عالم و زمین و آسمان ها بوده است و فرشتگان آسمان ها شیوه کنان و ناله کنان برای عرض تسلیت محضر خاتم الوصیا(ص) رسیدن و به پدرش علی بن ابیطالب(ع) و مادرش فاطمه زهرا(ع) تسلیت گفتند.

مصیبتی که در آن از فرشتگان آسمان ها تا ماهیان دریاها و سنگ های بیابان ها بجای اشک خون گریستند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۲ساعت 23:15  توسط سیدمهدی  | 

مطالب قدیمی‌تر