وبلاگicon
تارنمای سیدمهدی خاتمی

تارنمای سیدمهدی خاتمی

تمام صفر و یک های زندگی من

غزه

حمایت از مردم فلسطین از دو نظر قابل بررسی است :

1- حمایتی جهت امنیت داخلی : ما اگر از مقاومت فلسطین و لبنان و عراق و افغانستان حمایت نکنیم و بهای آن را نیز پرداخت نکنیم, فردا باید این هزینه را در راه مقابله با درگیری های داخلی خرج کنیم و چه بهتر که این هزینه را خارج از مرزهای خود انجام دهیم و امنیت را برای داخل مرزها به ارمغان آوریم.

2- حمایتی معنوی : این روزها که مردم غزه تحت حملات رژیم صهیونیستی قرار دارند ما نه به علت مسلمان بودن بلکه به علت انسان بودن باید تمام قد از آنها حمایت کنیم.

بعضی اوقات لازم است انسان رنگ, نژاد و دین خویش را فراموش کند و تنها به انسانیت فکر کند و با خود اندیشه کند آیا گناهی کودکان و زنان مظلوم و آواره فلسطین انجام داده اند که باید این چنین وحشیانه کشته شوند؟

در آخر آرزو میکنم تا هرچه سریع تر انسان کامل, آن منجی آخرالزمان, آن بهار واقعی هرچه زودتر ظهور کنند و جهان را از عدل و داد گلستان نمایند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 1:33  توسط سیدمهدی  | 

حس پدرانه

اصولا یکی از مهم ترین رسالت ها و امور محوله و یا شایدم اصلا مهم ترین رسالت تمامی پدرها "خاموش کردن کولر" میباشد.

پدر تنها مقام مسئولیست که حق خاموش و روشن کردن کولر را دارد و اوست که تعیین میکند هوا سرد شده است یا گرم!

این روزها گاهی پیش آمده است که بنده ی سراپا تقصیر این موجود خاکی و دوست داشتنی از رخت خواب بلند شده, در حالی که از شدت روزه داری پوستی نازک بر استخوان هایم چسبیده و کولر را خاموش کرده ام!

حال دو احتمال پیش می آید :

1- بنده پدر شده ام(مبارک باشه) و خودم خبر ندارم اما حس پدرانه و رسالت پدرانه در من شکوفا گشته است.

2- پدر به وظایف خویش به نحوه احسنت عمل نمیکنند که بنده احساس مسئولیت میکنم(اینجانب نقش لباس شخصی ها را در این زمینه ایفا میکنم)

مسئولین رسیدگی کنند و اگر مورد شماره یک حقیقت داشت لطفا مخارج یک سال پوشک و شیرخشک بچه را تقبل نمایند به انضمام تهیه کیلیپس دوران نوجوانی و جوانی و اگر مورد شماره دوم صحت داشت....

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 16:49  توسط سیدمهدی  | 

برای فوتبالیست های داخلی

امشب برنامه "ماه عسل" میزبان سه فوتبالیست کشورمان به نام های "رضا عنایتی", "سیدمهدی رحمتی" و "علیرضا بیرانوند" بود.

این سه فوتبالیست با ذکر خاطرات دوران سخت کودکی خویش بار دیگر این جمله معروف را به اثبات رساندند که فوتبال ورزش فقیرهاست.

در لحظاتی از این برنامه هنگامی که احسان علیخانی به علیرضا بیرانوند گفت که پس این پول هایی که الان میگیری حقت میباشد رحمتی در جواب گفت نه این ها پول مفت میباشد و طعنه ای داشت به حرف هایی که در مورد فوتبالیست ها زده میشود که قراردادهای میلیاردی منعقد میکنند و پول مفت میگیرند.

روی سخنم با رحمتی عزیز است :

1- آقای رحمتی کسی منکر زحمات فوتبالیست ها نیست اما درد مردم آن است که این پول های به اصلاح مفت حاصل خرج از بیت المال است, مگر نه اگر باشگاه های ما خصوصی بودند و هزاران میلیارد به شما و امثال شما میدانند کسی اعتراضی نداشت.

2- هنگامی که مردم در سختی و زحمت هستند و با یک بیماری به زیر خط فقر سوق داده میشوند, آنگاه دیدن فوتبالیستی که با پول های میلیاردی حرکاتی خلاف هنجارها انجام میدهد سخت استخوان سوز است.

3- آقامهدی عزیز شما همان کسی هستی که برای تیم ملی ناز کردی و به آن پشت کردی و فکر میکردی بجز خودت دیگر کسی لایق و بهتر برای پست دروازه بانی تیم ملی نیست اما "کی روش" با قلم گرفتن روی اسم تو پدیده ای بنام علیرضا حقیقی را به جهان معرفی کرد تا ثابت کند دست روی دست بسیار است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم تیر 1393ساعت 21:39  توسط سیدمهدی  | 

زیبا تمامش کنید

مهم نیست چه نتیجه ای در بازی دیگر رقم میخورد, مهم نیست نتیجه دیدار خودمان مقابل بوسنی چه خواهد شد, فقط خواهش مندیم زیبا تمامش کنید.

یوزپلنگان ایرانی لطفا این رویای شیرین را به زیباترین شکل ممکن برایمان خاتمه دهید و اجازه دهید چهارسال لذت ببریم از حضور شما در جام جهانی.

راستی کارلوس عزیز ممنونیم که به ما شجاعت و اعتماد به نفس را تزریق کردی و از خداوند تشکر میکنم که غیرت, تعصب و مردانگی را در خون مردمان این سرزمین قرار داد.

قهرمانان من سپاس و درود

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم تیر 1393ساعت 18:27  توسط سیدمهدی  | 

داخلی یا خارجی؟ مشکل از کجاست؟

اگر از دارندگان تلفن های هوشمند امروزی باشید حتما با نرم افزارهای فراوان شبکه های اجتماعی آنان نیز آشنا هستید.

نرم افزارهایی که باعث سهولت در امر ارتباطات شده اند و البته در کاهش هزینه های مشترکین نیز نقش دارند.

هر از چندگاهی در کشور بحث هایی میشود در مورد لزوم فیلتر کردن این نرم افزارهای شبکه های اجتماعی اما در جواب مخالفان همیشه مطرح میکنند تا زمانی که ما جایگزین داخلی برای این نوع از نرم افزارها نداشته باشیم حق فیلتر کردن این شبکه های اجتماعی را نیز نداریم.

به تازگی برای شبکه های اجتماعی خارجی اینستاگرام, یوتیوپ و... جایگزین های داخلی مانند لنزور, اپارات و انار طراحی شده اند و رایگان قابل دانلود و نصب هستند.

بنده در تمامی شبکه های اجتماعی خارجی و داخلی اشتراک دارم اما نکته ای که باعث ناراحتی من شده است عدم توجه کافی به نرم افزارهای داخلی است.

بحث بر سر عدم پشتیبانی نیست بلکه بحث بر سر محتویات ارائه شده در این شبکه های داخلیست که هیچگونه نظارتی بر آنان نمیشود, محتویاتی غیر اخلاقی که در شبکه های خارجی سریع حذف میشوند و کاربر آنان نیز مسدود میشوند اما این روند در شبکه های داخلی انجام نمیشود.

بنده بارها خود در انار شاهد پیام های غیر اخلاقی درخواست دوست یابی و روابط نامشروع بوده ام, بنده در لنزور شاهد تصاویر بسیار مستهجنی بوده ام که یک درصد آنان در شبکه ای مانند اینستاگرام نیست.

آیا به صرف تولید یک نرم افزار داخلی کار تمام است؟آیا نباید بر محتویات ارائه شده در آنان نیز رسیدگی صورت پذیرد؟

آیا تنها شبکه های اجتماعی خارجی محتویات مغایر با ارزش ها و اصول ما دارند؟ آیا تنها فرصت طلبان در شبکه های خارجی حضور دارند؟

مسئولین لطفا رسیدگی کنید, سپاس

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم خرداد 1393ساعت 19:30  توسط سیدمهدی  | 

تنها برای ایران و دیگر هیچ

زمان هایی میرسد که انسان در زندگی باید تصمیمات مهم و حیاتی بگیرد و یکی از راه ها را انتخاب کند, حال یکی از این دو میتواند تو را به بهشت و سعادت برساند و دیگری تو را به جهنم و فلاکت و یا انتخاب بین بد و بدتر و چاه و چاله باشد.

به صراحت بگویم دل خوشی از این نظام ندارم و همان اندک امیدی که به بهبود روند جاری داشتم در انتخابات سال 1388 به یاس و ناامیدی تبدیل شد و من به کل با مناسبات این نظام دیگر هیچ کار ندارم اما همچنان به یک چیز مهم و اساسی تعلق خاطر دارم و آنهم "ایران" است.

بعضی اوقات باید بخاطر ایران و سرزمین مادری گذشت کرد باید سوخت و ساخت اما اجازه نداد کشور بسوزد, کشور نابود شود و روزگارش شود سوریه, عراق و افغانستان.

دل خوش ندارم خود و خانواده ام در ناامنی و ترس زندگی کنیم, دل خوش ندارم هر روز شاهد کشته شدن مردمان کشورم از هر قوم و قبیله ای باشم, پس بخاطر وطنم سکوت میکنم و خون دل میخورم.

این سکوت تعبیر به پا پس کشیدن نشود که آزادی و آزادی خواهی در تک تک سلول های این مردم نهفته است و ایرانیان یگانه پرست ترین مردمان تمام ادوار جهان بوده اند اما بخاطر سرافزاری, غرور و آیادانی کشورم فقط انتقاد میکنم, تلنگر میزنم و فریاد میکشم اما بجز قلم هیچ سلاحی را انتخاب نخواهم کرد.

سلاح من تنها برای بیگانگان است, برای متجاوزان به وطنم و نه به نظام حاکم بر آن, سلاح من در حال حاضر صفحه کلید کامپیوتر زیر دستم است, زبانم در گردهمایی ها و نشست های عمومی است.

اگر ما دکتر روحانی را در 24 خرداد 1392 انتخاب کردیم نه به دلیل تعلق خاطر داشتن به ایشان و نه بخاطر سوابق گذشته ایشان است, بلکه به خود و کشور اجازه دادیم تا کمی هوای تازه و نسیم اعتدال و عقلانیت وزیدن بگیرد تا در سایه این نسیم بشود طوفان کرد.

باز هم تکرار میکنم طوفان ما از جنس قلم است, از جنس نوشتن برای رهایی.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم خرداد 1393ساعت 19:57  توسط سیدمهدی  | 

انتخابی برای ایران

هزاران سال قبل که قوم آریایی تصمیم به مهاجرت گرفتند عده ای از آنان فلات مرکزی ایران را برای زندگی انتخاب کردند و در هگمتانه گرد هم آمدند تا اولین پایه های تمدنی عظیم بنا نهاده شود.

از زمان استقرا آریایی ها در هگمتانه تا زمان حال ایران دوران های پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته است اما همیشه "پندار نیک, گفتار نیک و کردار نیک" سرمشق و سرلوحه امورات تمام اقوام ایران زمین بوده است.

ایران مکانی است برای تجمع بهترین ها و ایران و ایرانی همواره در صدر بوده اند.

شاید این روزها کمرمان زیر بار فشار مشکلات به لرزه افتاده باشد, شاید پاهایمان کمی خم شده باشد اما ما هرگز زانو نخواهیم زد و کمر خم نخواهیم کرد چون ما ایرانی هستیم چون ما آریایی هستیم.

خلیج قارس همیشه خلیج فارس است و ایران همیشه جایگاه یکتاپرستان و نیکان و خوبان.

این متن مقدمه ای خواهد بود بر روند انتخابات سال 1392 و رویکرد مردم در انخاب دولت تدبیر و امید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 18:45  توسط سیدمهدی  | 

والیبال

بچه ها خیلی مچکریم, بچه ها متشکریم

بچه ها ممنون, بچه ها سپاس

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 19:9  توسط سیدمهدی  | 

حاج آقا التماس دعا

از بچگی دوست داشتم مسئول تحقیق و تفحص در مجلس باشم تا بتوانم برای پیدا کردن و ایضا خشکاندن ریشه های فساد در فوتبال همزمان با جام جهانی به برزیل سفر کنم و فساد را از نزدیک لمس کنم.

منظورم از فساد, خدایی نکرده فساد در کنار ساحل های آفتابی و شن های داغ برزیل نیست, منظورم از فساد بارها و مغاز های فروش نوشابه های الکی برزیل نیست, منظورم آن و آنهم نیست, بلکه تنها فکر و دغدغه ی من فساد در فوتبال است و برای بررسی دقیق و بهتر این منظور کجا بهتر از سفر به مهد و خواستگاه فوتبال یعنی برزیل؟!

من میروم تا فساد را خشک کنم, من میروم تا دلال ها با دیدن من جرات پیدا نکنند روی چهارپایه بازار سیاه ایجاد کنند و بلیت مسابقات را با قیمتی بیشتر به هموطنان دلواپسم بفروشند.

من میروم تا از نزدیک شاهد فساد باشم, فساد در فوتبال و برای این منظور با هزینه شما مردم میروم تا با استکبار جهانی نیز اگر مهیا شد گل کوچیک بزنم و هی به او گل بزنم و بگویم مردم ما دلواپسن و ما مذاکره نخواهیم کرد.

من حمید هستم, حمید رسایی, اینجا برزیل, آی.لا.یو مجلس شورای اسلامی

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 17:26  توسط سیدمهدی  | 

بر قلب ها حکومت کنیم

حکومت کردن بر مردمان کار چندان سختی نیست! کافیست شما تنها یا پول داشته باشید یا قدرت تا مردم مطیع و پیرو شما شوند هرچند به زور.

به قول استالین هنگامی که فردی به قدرت برسد حتما مردم با او همراه خواهند شد, عده ی اندکی با میل و اراده خویش و مابقی به زور!

اما تنها یک نوع از حکمرانی بر مردم است که نه زور میخواهد و نه زر و سیم و هیچ پایانی هم ندارد و آن حکومت کردن بر قلب هاست.

شما شاید بتوانید جسم و جان و حتی عقل و تدبیر یک فرد را در اختیار کامل خود بگیرید اما هیچگاه نمیتوانید بر قلب او حاکم شوید و اگر بر قلب کسی حکمرانی نکنید دیر یا زود آن فرد یا افراد بر علیه شما شده و از شما پیروی نخواهند کرد.

کوروش کبیر هنگامی که سرزمینی را فتح میکرد و به ایران باستان ضمیمه میکرد بر قلب آن مردمان حاکم میشد و نه بر مال و جانشان و اینگونه بود که در سرزمین های وسیع تحت حکومت او کوچکترین اعتراض و آشوبی نبود و اولین منشور حقوق بشر نیز بر همین اساس نوشته و تدوین شد.

پیامبر اکرم(ص) که خداوند در قرآن از او به "رحمت العالمین" تعبیر کرده است نیز بر قلب های مومنان و کافران حکومت میکردند و اینگونه بود که همه عاشق و شیقته او بودند.

حضرت مهدی(عج) نیز هنگامی که ظهور کنند و جهان را از عدل و داد پر کنند نه با خونریزی و جنگ بلکه بر پایه عشق و محبت و مهربانی مردم را به سوی خود جذب میکنند و حکومتی را آغاز میکنند بر پایه لطافت, زیبایی, سخاوت و مهربانی و عشق.

حضرت مهدی(عج)بر خلاف تمامی صحبت هایی که گفته میشود, نه میکشند و نه قصد کشتن دارند بلکه او می آید تا پایانی باشد بر تمام کشته شدن ها و کشتن ها, پایانی بر تمام بدی ها و آغازی بر تمام خوبی ها و مهربانی ها.

بهشت جای دوری نیست بهشت همین زمین است اگر صبح که از خواب برمیخیزیم لبخند بزنیم, به مشکلات لبخند بزنیم, به زندگی لبخند بزنیم, و اجازه دهیم دریچه های قلب هایمان باز شوند و نسیم محبت و مهربانی فضای غم گرفته دلمهایمان را زیر و رو کند.

بهشت همین جاست در لبخندهای ما

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم خرداد 1393ساعت 19:18  توسط سیدمهدی  | 

اشتباهات آقا و خام ایکس

سلام, ما یعنی آقا و خانم ایکس چند روز قبل و در منزل پدر خانم ایکس دعوا کردیم و حالا درصدد آن هستیم که متوجه اشتباهات خود شده و دنبال راهکاری باشیم برای تکرار نشدن آن.

دعوا از دید آقای ایکس : خانم ایکس دیگر شورش را در آورده است, هر روز و هر ساعت و هر لحظه در حال غر زدن و ایراد گرفتن است که چرا مادرت فرزند مرا دوست ندارد؟ چرا پدر و مادرت ما را تحویل نمیگیرند؟ چرا فلان نوه را بیشتر از این نوه دوست دارند و...

دعوا از دید خانم ایکس : من یک خانم شاغل هستم و دیگر خسته شده ام از این همه تلاش و زحمت بی پاسخ. دیگر خسته شده ام از اینکه تا صبح بیدار باشم و به فرزندنمان برسم و صبح سرکار بروم. مادر آقای ایکس هیچگونه محبتی به فرزند من ندارد و در زمانی که مادرم به مسافرت رفته بود اصلا تعارف نکرد تا فرزندم را نگهدارد و من به مدرسه بروم, برای همین مجبور به گرفتن مرخصی شدم.

دعوا از دید ناظر سوم شخص : آقای ایکس از منزل پدر زنش تلفنی با مادرش برقرار میکند و به او میگوید چرا فزرند مرا نگهداری نمیکنی؟ آنگاه شروع میکند به داد و فریاد کشیدن و ناسزا گفتن, در این هنگام پدر خانم ایکس وارد میشود و به آقای ایکس میگوید بار آخرت باشد اینجا داد میزنی و ناسزا میگویی و...

اشتباهات آقا و خانم ایکس از دید یک کارشناس :

اولین و بزرگترین اشتباه را در این دعوا خانم ایکس مرتکب شده است که با وجود به دنیا آمدن فرزندشان همچنان سرکار میرود و فشار مضاعفی را به خود تحمیل میکند.

خانم ایکس به هر علتی اگر اشتغال بیرون از منزل را خواستار است باید روی کمک  کردن دیگران حساب نکند و تنها به توانایی های خویش اتکا کند و با بررسی شرایط ببیند آیا کار در منزل اولویت دارد یا کار در بیرون از منزل؟!

آقای ایکس به هیچ عنوان حق نداشته, ندارد و نخواهد داشت که در منزل دیگران دعوا و درگیری ایجاد کند و بهتر بود که مشکلات شخصی زندگی خویش را در منزل خویش با خانم ایکس حل و فصل میکرد.

آقای ایکس به هیچ عنوان حق ندارد ناسزا بگوید و به کسی دشنام بدهد, مرد واقعی کسی است که بدون به کار بردن ناسزا سخن خویش را بیان کند.

پدر خانم ایکس ابتدا به ساکن کار بسیار شایسته ای انجام داده است که از حریم خانه و کاشانه خویش محافظت و نگهبانی کرده است اما بعد از فروکش کردن دعوا و درگیری شایسته بود آقای ایکس را با لگد از منزل خویش بیرون میکرد تا دیگر در مکانی بجز حانه خویش با همسرش دعوا نکند.

+ نوشته شده در  شنبه سوم خرداد 1393ساعت 17:23  توسط سیدمهدی  | 

ما به خرداد پر از حادثه عادت کرده ایم

نمیدانم کدام یک از حوادث خرداد ماه را در اولویت قرار دهم برای نگارش, از بس این که ماه پر از حادثه های خبرساز است.

پس تا جایی که ذهنم یاری دهد سعی میکنم که به ترتیب وقایع مروری کوچک کنیم بر آنها :

2 خرداد : هیچ برگی از تقویم رسمی کشور مانند دوم خرداد ماه شلوغ نیست و هرچه مناسبت و حادثه بوده اند دست به دست هم داده اند تا در این روز گرد هم آیند و روزی شلوغ و تاریخی را ایجاد کنند.

از تولد پدر شروع کنم به رسم ادب و احترام باید بوسه زنم بر دستانش, هرچند که اولاد شاید چندان مطلوبی برایش نبوده ام.

پدرم تولدت مبارک.

سپس یادی کنیم از دوم خرداد 1376 روزی که درخت دموکراسی واقعی و نه نمایشی ایران به بار نشست و اصللاح طلبان با سرلیستی سیدمحمد خاتمی در یک نمایش بی سابقه و ماندگار دولت را از اصولگرایان تحویل گرفتند و دفتری در این مملکت گشوده شد به نام "آزادی مدنی"

از مرحوم ناصر حجازی هم بنویسم که خود را گلبرگ مغرور خطاب میکرد و هیچوقت سر فرو نیاورد و زانو نزد و منت شبنم را نکشید بر گلبرگ های پژمرده اش.

22 خرداد : بیست و دو خرداد 1388 شاید برای خیلی از ما روزی تلخ و گزنده باشد و حوادث پس از آن قلب مان را دچار غم کند اما فراموش نکنیم اگر نبود 22 خرداد 88 و اعتراضات مردی پس از آن شاید هیچگاه دیوار و بتی که دوستان ایجاد کرده بودند ترک برنمیداشت و مردم متوجه این واقعیت نمیشدند که میشود اعتراض کرد هرچند که جواب هر اعتراضی در این روزگار خاموشیست.

24 خرداد : بیست و چهار خرداد 1392 روزی بود که ملت دست در دست هم و پشت به پشت هم با عقلانیت و امید و آرزو و از همه مهم تر با ایجاد صفی واحد از رهبران اصلاح طلب و عقلای هر دوجناح کشور و بزرگان مانند آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله سیدحسن خمینی و آیت الله سیدمحمد خاتمی توانستند در یک نمایش غرور آفرین بر تندروها غلبه کرده و کشور را از یک خطر واقعی و سقوط به درگاه طالبانیسم ایرانی رهایی بخشند.

این روزیست که جیغ بنفش مان گوش ها را پر کرد تا معنی و مفهموم پیدا کند فریاد سبزمان در سال 1388

در آخر یادی کنم از تمامی شهدای آزادی و دموکراسی آنان که جان دادند تا به ما ثابت کنند و ثابت شود که حرف باید زد, حتی اگر صدا را در گلو خفه کنند و بگذار خون بریزند که خون جوانان پایمال شدنی نیست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393ساعت 23:17  توسط سیدمهدی  | 

نامه ای برای "او"

سلام

خوب هستی؟

از احوالات من که کامل آگاهی, پس چیز خاصی نمیگویم و یک راست میروم سر اصل مطلب!

بامرام, عزیز, نفس و هرچیزی که بشود اسمت را گذاشت دمت گرم و ممنون بابت این تقریبا یک ماه.

عجب یک ماهی برای ما ساخته ای, زیبا, دلنشین و به یادماندنی, پر از خاطره و لحظات بیاد ماندنی اما حیف که بیشتر لحظاتش غمگین است و سخت.

تا حالا هشت ساعت در به دری و بیچارگی و استرس را تجربه نکرده بودم که به لطف شما این روزها مدام در حال آزمایش و ثبت آن هستم و سپاس!

تا به حال فرق گرمای زیر سقف و گرمای بدون سایبان را تجربه نکرده بودم که به مدد شما آن را هم درک کردیم.

باز خوب است یک جایی وجود دارد که بشود ساعتی را در آن گذراند, آبی نوشید و پایی دراز کرد و کمی چرت زد.

از اینکه این روزها به زور سعی در آدم ساختن از من داری سپاس, اما فکر کنم من لجبازتر از این حرفا باشم و سرم به این زودی ها به سنگ نخورد.

اما باز هم سپاس!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393ساعت 23:33  توسط سیدمهدی  | 

وقتی برای اولویت های خویش ارزشی قائل نمیشویم!

یکی از اسامی امسال انتخاب عنوان "فرهنگ"بود که بنده در مقاله ای به ضرورت و دیر توجه کردن به آن پرداختم اما حال به نظر میرسد ما برای اولویت های خویش نیز ارزشی قائل نیستیم و آنها را چندان جدی نمیگیریم.

وقتی نمایشگاه کتاب تهران آغاز میشود یعنی یک هفته توجه بیشتر به بستر فرهنگ و فرهنگ سازی و چه ابزاری بهتر و مفیدتر و موثرتر از کتاب برای ابلاغ و نشر این پیام, اما هنگامی که ما بر خلاف روال هر ساله به جای بازدید از نمایشگاه کتاب و ارزش قائل شدن برای فرهنگ به سراغ نمایشگاه صنایع دفاعی میرویم این پیام را به دیگران منتقل میکنیم که فرهنگ در اولویت نیست و امور دفاعی و نظامی اولویت شماره یک ماست.

وقتی ما پیام میدهیم که امسال به دلیل مشغله و گرفتاری به نماایشگاه کتاب نمیرویم و ناگاه از نمایشگاه صنایع  دفاعی سر در می آوریم یعنی فرهنگ اولویت شماره یک نیست.

ایکاش بیشتر به فرهنگ توجه بشود که بسیار بی فرهنگی این روزها بیداد میکند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393ساعت 22:34  توسط سیدمهدی  | 

ما هم دلواپسیم

بنظر می آید فقط دوستان به اصطلاح ارزشی نگران میشوند و دلواپس میشوند و همایش برگزار میکنند و جمعه دلواپیسی  تشکیل میدهند اما ما هم دلواپسیم :

ما هم دلواپسیم از حذف رقیب و منتقد به نام فتنه گر به نام ضد ولایت بودن

ما هم دلواپسیم از  مصادره و تفسیر به رای کردن سخنان آیت الله خامنه ای برای کوبیدن رقیب

ما هم دلواپسیم از مستندهای دروغین و ایجاد آشوب در کشور

ما هم دلواپسیم از رویه ی یک طرفه رسانه ملی

ما هم دلواپسیم از  دروغ, تهمت و سرک کشیدن به حریم خصوصی افراد

ما هم دلواپسیم از پول ملی بی ارزش, از پاسورت فاقد ارزش در سطج جهانی و...

ما هم دلواپسیم از آن مردی که محبوس شد تا اما حاضر به تحقیر شدن ملت نشد

ما هم دلواپسیم که نکند عده ای پوب لای چرخ زندگی مردم بگذارند که مبادا, که مبادا چرخ سانتریفیوژها نچرخد

ما هم دلواپسیم...

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اردیبهشت 1393ساعت 11:34  توسط سیدمهدی  | 

باران میبارد

از محل کارم که قصد خارج شدن داشتم با نم ریز باران مواجه شدم, کلاه نقابدارم را بیشتر پایین کشیدم و زیپ گرمکن مشکیم را بالاتر دادم و راه افتادم.

ساعت یازده شب و هوای بارانی و پیاده روهای خلوت فقط فاز میدهند برای آواز خواندن و من هم پیچ صدای گلویم را کمی بالاتر دادم :"باران میبارد امشب..."

باران زیبایی بود و چنان میبارد که از نقاب کلاهم قطرات باران بر زمین میریختند و من همچنان راه میرفتم و لذت میبردم.

اما چیزی که این لذت را خراب میکرد آب راه های پشت بام منازل بود که همگی از وسط کوچه ها سر در آورده بودند و انسان را خیس میکنند.

از نظر شرعی که این کار نوعی دست بردن به حق الناس است بگذریم واقعا حیف این قطرات زیبای آب هستند که در کف کوچه ها تبدیل به فاضلاب و یا گل و لای شوند.

دیشب تصمیم گرفتم رییس جمهور نباشم و اول شهردار بشوم و دستور دهم تا تمامی آب راه های پشت بام منازل راه خود از میانه کوچه ها به زیر زمین انتقال دهند تا شاید دو زوج عاشق باران بیشتر از این خیس نشوند یعنی من و...

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 12:6  توسط سیدمهدی  | 

لطفا با شعور ما بازی نکنید

هنگامی که برنامه wechat فیلتر شد مسئولین در مصاحبه های خویش اعلام میکردند که به دلیل نقض حریم خصوصی افراد و اینکه میتوان تنها با تکان دادن گوشی به دوست یابی اقدام کرد این برنامه فیلتر شده است و البته منطقی نیز به نظر میرسید.

هرچند که باید قبل از ورود هر فناوری و برنامه ای به کشور ابتدا در مورد آن فرهنگ سازی کرد و در ادامه اگر استفاده غیر صحیح از آن ادامه یافت مانند روندی که فیس بوک در پیش گرفته است آن را فیلتر کرد.

اما دیروز خبرهایی به گوش رسید که فیلتر برنامه whatsapp قطعی شده است و در مورد viber  و instagram نیز به زودی تصمیم گیری خواهد شد.

علت فیلتر شدن whatsapp نیز نقص حریم خصوصی افراد ذکر شده است.

انسان گاهی با شنیدن صحبت هایی چنان از کوره در میرود و به مرز انفجار میرسد که دلش میخواهد فقط فریاد بزند و بگوید لطفا با شعور ما بازی نکنید ما جیگر!! نیستیم و میفهمیم.

آخر مگه برنامه whatsapp قابلیت دوست یابی دارد که شما نگران نقض حریم خصوصی افراد هستید؟ این برنامه تنها با داشتن شماره تلفن مخاطب امکان فعال سازی آن وجود دارد و اهدافی دیگر در پشت پرده این فیلتر وجود دارد.

علت اصلی فیلتر برنامه whatsapp کاهش سود مخابرات و اپراتورهای مخابراتی کشور از این برنامه بوده است چون با این برنامه میشود صدا ارسال کرد, عکس فرستاد و تماس رایگان برقرار کرد.

متنفرم از مسئولینی که شعور مردم را بازیچه قرار میدهند و حقیقت یک تصمیم را به مردم نمیگویند و آنها را جیگر!! تصور میکنند.

شما whatsapp را فیلتر کنید ما هم از دیگر برنامه ها استفاده میکنیم, آنها را هم فیلتر کنید از یک برنامه جدیدتر و دست بالای دست فراوان است ابلهان.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393ساعت 12:6  توسط سیدمهدی  | 

دو روایت متفاوت از یک مراسم

به مناسبت روز زن در یکی از کاخ های نهاد ریاست جمهوری مجلسی زنانه برگزار میشود اما خود قضاوت کنید دو روایت متفاوت از این مراسم را :

جهان مدعي شد

جشن ميلاد حضرت زهرا(س) در ساختمان حافظيه نهاد رياست جمهوري واقع در کاخ سعد آباد برگزار شد. اما آنچه پررنگ تر عنوان اين مراسم بود،  برگزاري شوي لباس ايراني و اسلامي و همچنين رقص دختران نوجوان در بخشي از آن بود، طوري که به دليل شرايط نامناسب برنامه، همسر علي اکبر صالحي، رئيس سازمان انرژي اتمي به نشانه اعتراض سالن حافظيه را ترک کرد. مديريت اين مراسم را همسر حسين فريدون، برادر و دستيار ويژه رئيس جمهور، برعهده داشته است. گفتني است که در پايان مراسم به هر يک از مدعوين ايراني و خارجي، تعداد 5 سکه تمام بهار اهدا شد.

آخرين نيوز مدعي شد

در مراسم تجليل از مقام زن که با حضور همسران وزرا و سفراي خارجي مقيم ايران به ميزباني همسر رئيس جمهور برگزار شد، عفت مرعشي « همسر آيت الله هاشمي رفسنجاني»، فاطمه هاشمي، فاطمه برزگر« مادر خانم معصومه ابتکار» و مهديه الهه قمشه اي، مه لقا ملاح « مادر محيط زيست ايران»، مادر بهنام دهشپور نيز در اين مراسم حضور داشتند. همسر رئيس جمهور و خانم الهه قمشه اي سخنرانان اين مراسم بوده اند و يکي از برنامه هاي ويژه اين مراسم، نشان دادن آداب و سنت هاي ايراني با برگزاري شوي لباس دوران قاجار بوده که با رقص سنتي دختر بچه ها نيز همراه شده است. در اين مراسم از مادر معصومه ابتکار به علت فعاليت هاي خيرخواهانه، مادر بهنام دهشپور، مادر محيط زيست ايران و موسسين خيريه کهريزک و محک تقدير شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اردیبهشت 1393ساعت 12:49  توسط سیدمهدی  | 

تنها یک نوازش ملایم بوده شما جدی نگیرید!

اولین بار وب سایت "کلمه" متعلق به مهندس "میرحسین موسوی" در خبرهایی اختصاصی گزارش داد که ماموران ضدشورش و گارد امنیتی وارد بند 350 زندان اوین شده اند و زندانیان این بند را که همگی زندانیان سیاسی هستند مورد ضرب و شتم قرار داده اند.

در خبرهای تکمیلی نیز این سایت اعلام کرد که شدت ضربات به حدی بوده است که چندین نفر به بیمارستان خارج از زندان منتقل گردیده اند.

در همین راستا روز پنج شنبه(28 فرودین ماه) مدیر سازمان زندان های کشور در مصاحبه با یکی از خبرگزاری ها خبر سایت کلمه را در راستای تشویش اذهان عمومی و خوراک تبلیغاتی برای دشمنان دانست.

در روز شنبه معوان کمیسیون امنیت ملی مجلس اعلام کرد که این کمیسیون هیچگونه شواهدی در راستای ضرب و شتم زندانیان بند 350 بدست نیاورده است و فقط دو سه عدد از زندانیان در بازرسی نوبتی از این بند مقاومت کرده اند و حاضر به ترک سلول خود نشده اند.

اما دیروز یکشنبه "پورمحمدی" اعلام کرد که تنها چند نفر جراحت های بسیار سطحی برداشته اند و...

حال خودتان قضاوت کنید که چرا مردم به رسانه های خارج از کشور بیشتر اعتماد دارند و وقتی مسئولین مملکتی مطلبی را بیان میکنند مردم میگویند :"دروغ میگه"

خب چه اشکالی دارد از همان اول راستش را با مردم در میان بگذاریم و همه چیز را صادقانه با آنان مطرح کنیم؟

این اشکال و انتقاد را قبلا در مورد فوت ستار بهشتی عزیز نیز مطرح کردیم اما انگار نرود میخ آهنین در سنگ و پاشنه در به همان منوال سابق در حال چرخیدن است.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 22:25  توسط سیدمهدی  | 

بنیاد علوی و داستان آن آسمان خراش 36 طبقه

در منظقه منهتن در قلب شهر نیویورک امریکا, آسمان خراشی 36 طبقه قرار دارد به ارزش 500 میلیون دلار که این روزها مبدل به یکی از معروف ترین آسمان خراش های دنیا شده است.

دلیل این همه معروفیت این آسمان خراش نه به دلیل فناوری های عجیب در ساختمان آن و نه طراحی منحصر بفردش است, بلکه متعلق بودن آن به بنیاد علوی و ایران میباشد.

این آسمان خراش این روزها به دلیل حکم دادگاه فدرالی امریکا مصادره شده است و قرار است در مزایده فروخته و عواید فروش آن میان آسیب دیدگان از حوادث تروریستی که ایران عامل یا مسبب آن بوده است تقسیم شود.

بسیار خنده دار است این رفتار کودکانه و شرم آور غربی ها و به چه بهانه های واهی و پوچی حقوق دیگران را نادیده میگیرند و حقوقشان را مصادره میکنند اما از آن خنده دارتر رفتار مسئولین خودمان است.

من نمیدانم در کجای دنیا دو کشوری که دشمن شماره یک یکدیگر هستند چنین اشتباهی را مسئولین آن انجام میدهند و میروند در قلب کشور دشمن آسمان خراش بخرند؟!

حتما مسئولین توقع داشته اند با چند مصاحبه و این که بگویند بنیاد علوی یک بنیاد خصوصی و متعلق به دولت ایران نیست امریکا هم بگوید ما متوجه شدیم و آسمان خراش را مصادره نمیکنیم.

عزیزان, مسئولین و تمام دوستان بخدا مصاحبه و راضی کردن افکار عمومی فقط در ایران جواب میدهد و نباید با چنین حرکاتی 500 میلیون دلار از اندوخته های این مردم را به باد داد.

ایکاش مسئولین امریکایی و بخصوص آلن ایر این نوشته را میخوانند و در جواب من فقط یک حادثه تروریستی که یک فرد ایرانی مسبب آن بوده را است را ذکر کنند تا ما آسمان خراش را دو دستی تقدیم شان کنیم.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام فروردین 1393ساعت 11:25  توسط سیدمهدی  | 

انصراف از دريافت يارانه با بدآموزي

اين روزها موجي در رسانه ملي بوجود آمده است كه از نمايندگان مجلس تا وزرا و هنرمندان و ورزشكاران اعلام ميكنند كه ما يارانه نميگيرم و مردم را به دريافت نكردن يارانه تشويق مي نمايند.

تا اينجاي كار بنظر ميرسد طرح خوبي است و اين افراد چون مشهور ميباشند ميتوانند افكار عمومي را با خود همراه و هم كلام كنند و تعداد افراد انصراف دهنده از يارانه را افزايش دهند.

اما سوالي كه در پس اين طرح بوجود آمده؛ اين است كه فلاني مگر تو هم يارانه ميگرفتي؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 9:59  توسط سیدمهدی  | 

خوش بحالش

واقعا به شبان زمان حضرت موسی(ع) حسودیم میشود که آنچنان ساده و بی تکلف با خدا مکالمه میکرد و ما با این همه نیاز و درخواست فراموشش کرده ایم.

او نه وام میخواست نه دامداری بزرگتر نه محصولات لبنی فراوان تر او فقط میخواست گیسوهای خداوند را شانه بزند و رختی تن او کند.

اما ما با این همه خواسته و نیاز و درد و آه و فغان هیچ چیز که بخدا نمیدهیم فقط از او میگیریم بدون حتی یک تشکر.

دلم میخواد با خدا صحبت کنم و بگویم :

تو کجایی تا شوم من چاکرت                      چارقت دوزم کنم شانه سرت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت 21:52  توسط سیدمهدی  | 

حق مسلم شهروندی

1- خانمی که در رعایت پوشش خویش دقت عمل را رعایت نکرده است توسط جوانی مورد تعرض قرار میگیرد...

2- صدای ترمز؛ پیاده شدن دو نفر از ماشین و با لگد و فحاشی کردن جوان هتاك را سوار خودروی شخصی کردن...

3- مردم مات و مبهوت, بازیگران نقش اول این صحنه های جذاب سه مرد جوان که یکی از آنها یک بیسیم دارد و یک بانوی جوان...

4- دوباره صدای کشیده شدن لاستیک ماشین بر خیابان و دور شدن سریع خودرو از صحنه و مردمی که همچنان متحیر هستند که چه شد؟ اینان که بودند و...

تمام این چهار صحنه ای که برایتان توصیف کردم نه صحنه ای از یک فیلم بودند و نه یک سریال؛ بلکه تنها در عرض چند دقیقه در میدان شهدای مشهد بوجود آمدند و آنهم در مقابل چشمان مجاورین و زائرین علی بن موسی الرضا(ع)

چند نکته :

1- آیا خانم ها حق دارند که به هر صورتی پوشش خود را انتخاب کرده و باعث تحریک دیگران شوند؟

2- آیا ما تنها به خاطر هوسی کوتاه و نگاهی مسموم میتوانیم به دیگران تعرض کنیم؟

3- آیا تنها به صرف داشتن بیسیم میتوان کسی را سوار خودروی شخصی کرد؟

4- آیا ضابطین قضایی و یا حتی عامرین امر به معروف و نهی از منکر حق توهین و ناسزا گفتن و کتک زدن افراد را دارند؟

5- آیا یک متهم نباید از حق اولیه و مسلم شهروندی خویش که همانا تفهیم اتهام شدن است برخورد باشد؟ آیا حق ندارد برگه ماموریت ضابطین قضایی را مطالبه کند؟

باور کنید ناخودآگاه یاد فیلم "گشت ارشاد" افتادم و در دل گفتم نکند چند متر جلوتر پسر معترض با دادن مبلغی پول از ماشین پیاده شود و...

من اشتباه میکنم او حتما به سزای عمل خویش خواهد رسید.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 21:50  توسط سیدمهدی  | 

نه بزرگ مردم به يارانه ها

از 20 فروردين ماه دور جديد ثبت نام براي دريافت يارانه آغاز ميشود و سرپرستان خانوار ميتوانند با توجه به اولين عدد سمت راست كارت ملي براي دريافت يارانه اقدام نمايند.

در اين دوره دولت از مردم درخواست كرده است كه تنها نيازمندان واقعي براي دريافت يارانه ثبت نام نمايند و مثل دور اول هدفمندي يارانه ها نباشد كه 80 درصد نمايندگان مجلس و تمامي اموات و خارج نشينان نيز يارانه دريافت ميكردند.

اگر پول نقدي كه در اين چند سال صرف پرداخت به مردم شد در توليد و بهداشت و خدمات ديگر هزينه ميشد هم اكنون مردم بجاي 45500 تومان ميتوانستند حداقل 450 هزارتومان برداشت كنند و يا براي بهداشت و درمان خويش هزينه هاي گزافي نيز نپردازند.

البته دولت نيز نبايد با دروغ هاي خويش زمينه را مثل دولت قبل حبابي آماده كند و بايد اجازه دهد مردم و بخصوص قيمت ها بصورت تدريجي اماده و مهيا شوند و يكدفعه مانند حباب قيمت ها منفجر نشود و سر به فلك نكشد كه در آن صورت روز از نو و روزي از نو...

بياييم همه با هم يك نه بزرگ به يارانه ها بگوييم و اجازه دهيم كشتي در گل فرو رفته اقتصاد به حركت درآيد و وضعيت معاش و امور اقتصادي سر و ساماني بگيرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم فروردین 1393ساعت 10:25  توسط سیدمهدی  | 

هنر برتر از سخن آمد پديد

واقعا هيچ نوشتاري؛ هيچ مقاله اي؛ هيچ اثري مانند سخنراني نمادين ديشب "بهبود فريبا" در سريال "پايتخت 3" نميتوانست مظلوميت محيط بانان كشور را نمايش دهد.

واقعا يكي از بيادماندني ترين و زيباترين و اثرگذارترين صحنه هاي اين سريال همين سخنراني بهبود بود و چه زيبا در قالب طنز مشكلات اين عزيزان را مطرح كرد.

واقعا اين قشر خيلي مظلوم هستند و اميدوارم دولت و بخصوص رسانه ها زين پس اهميت بيشتري به آنها بدهند و پيگير مشكلات آنها باشند.

واقعا نبايد يك محيط بان شريف و زحمتكش تنها به دليل نجات جان خويش از دست شكارچيان غيرمجاز زنداني و يا حتي قصاص شود.

سيروس مقدم عزيز واقعا ممنون و سپاس از تمام زحمات شما و گروه پايتخت در اين سه سال كه خالصانه و بدون كوچكترين چشم داشتي خنده را مهمان لبان ما كردي.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم فروردین 1393ساعت 11:7  توسط سیدمهدی  | 

داوطلبانه حتما اجباري خير

در نوشتاري قبل از سال جديد نيز متذكر شدم كه انصراف از دريافت يارانه بايد كاملا  امري اختياري و داوطلبانه باشد و طبق دستورات اسلام تمامي مسلمين در بيت المال سهيم هستند و نميتوان كسي را به خاطر غني بودن از دريافت حق مسلم خويش منصرف كرد.

اين روزها دولت تدبير و اميد با تبليغات وسيع سعي در فرهنگ سازي انصراف داوطلبانه از دريافت يارانه دارد و اين جاي تشكر دارد كه دولت به زور شخصي را از دريافت يارانه محروم نميكند اما چند نكته :

1- شنيده شده است كه بعضي از ثروتمندان و افراد برخوردار تنها به اين دليل يارانه دريافت ميكنند كه هنگام حسابرسي مالياتي خود را فردي ضعيف نشان دهند تا مالياتي كمتر پرداخت كنند كه اين جاي بسي تعجب و افسوس دارد.

2- تا هنگامي كه مردم وافعا درك نكنند كه يارانه انصرافي آنها در جاي صحيح و درست خويش مصرف ميشود كسي انصراف نخواهد داد و  اين هنر دولت را مي طلبد نا با برنامه اي صحيح و مدون اين انگيزه را در مردم ايجاد كند تا به صورت داوطلبانه و خودجوش انصراف دهند.

3- ايكاش دولت قبل هيچ يارانه نقدي به مردم پرداخت نميكرد و تمامي آن را در امر توليد و بهداشت هزينه ميكرد تا امروز به چنين وضعيتي در حوزه هاي اقتصاد و بهداشت دچار نميشديم.

4- عده اي خود را براي گران شدن اجناس حسابي آماده كرده اند و منتظر كوچكترين فرصتي هستند تا با ايجاد موج در بازار به تورم موجود دامن بزنند و جيب فقرا را بيشتر از روز قبل كوچكتر و خالي تر كنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم فروردین 1393ساعت 10:34  توسط سیدمهدی  | 

سين مثل سياهي

سين مثل سياهي سين مثل سوگواري سين مثل سرباز وطن

متاسفانه در خبرها خواندم كه مرزبان شجاع كشورمان درجه دار جمشيد دانايي فر به دست گروه تروريستي جندالشيطان به شهادت رسيده است.

واقعا اين بدترين خبري بود كه در اين ايام ميشد شنيد و از آن با خبر شد.

واقعا نميدانم چرا دولت و وزارت كشور تعلل ميكنند و براي نجات جان مرزبانان كشورمان به داخل خاك كشور تروريست پرور پاكستان وارد نميشوند.

بحث مقابله با تروريست مرز نميشناسد و ايران بايد ضربه محكمي به اين گروه وارد كند تا ديگر به فكر چنين اقداماتي نباشند.

تسليت ميگويم به تمامي هموطنان عزيزم و براي جمشيد دانايي فر بهترين درجات را از خداوند خواستارم.

روحش شاد باد...

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم فروردین 1393ساعت 9:21  توسط سیدمهدی  | 

دير به فكر فرهنگ افتاديد

متاسفانه و بعد از چندين سال انتخاب عناوين سياسي و اقتصادي توسط آيت الله خامنه اي ايشان يكي از محورهاي نامگذاري سال 1393 را به فرهنگ اختصاص داده اند.

اما متاسفانه اين توجه به بحث فرهنگي كمي دير صورت گرفته است و بايد اعتراف كرد چيزي از فرهنگ نمانده است و فرهنگ ما همانند انساني است كه تنها به صورت نباتي در حال زندگي است.

متاسفانه فرهنگ در كشور ما بسيار ضربه پذير شده است و هر از گاهي جريان هاي سياسي از فرهنگ به عنوان جبهه اي تازه براي حمله به رقيب سياسي خويش استفاده ميكنند.

وضعيت فرهنگي كه در ميان توده مردم نيز بسيار وخيم است و كوچكترين نمونه آن فرهنگ ترافيكي ماست كه نيازي به توضيح اضافي ندارد.

ما زودتر از اينها بايد به بحث فرهنگي ورود ميكرديم و قبل از سياسي شدن فرهنگ؛ فرهنگ سياسي را گسترش ميداديم.

قبل از ورزشي شدن فرهنگ؛ فرهنگ ورزشي را بسط ميداديم و...

اميدوارم اين يحث فرهنگي جدي تر گرفته شود و تنها به ايجاد يك ستاد و چند عدد بنر و شعار محدود نشود.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم فروردین 1393ساعت 8:50  توسط سیدمهدی  | 

به پايان رسيد اين دفتر

به پايان رسيد اين دفتر؛ حكايت همچنان باقيست.

سال 92 هم امشب راس ساعت 8 و 27 دقيقه و 7 ثانيه به اتمام ميرسه و بايد دفتر جديدي را براي نوشتن خاطرات و روزمرگي ها تشكيل داد به نام سال 1393

سال 92 به لطف خدا خيلي سال پربركتي براي من بود و واقعا در اين سال لذت با خدا بودن و با خدا دوست بودن رو امتحان كردم.

در اين سال خداوند همه جوره هواي منو داشت و چه لطف هايي كه بمن نداشت.

امسال دايي هم شدم و ثناي عزيزم لذت دايي بودن را با تموم وجود به من منتقل كرد؛ باور كنيد خيلي لذت داره وقتي خسته از سركار ميري خونه و ثنا مي ياد تو بغلت و بوست ميكنه.

امسال از شر آن مردي كه خوبي ها را انكار ميكرد نيز راحت شديم و به لطف خدا آن مرد به تاريخ پيوست و اين مرد آمد.

مردي مهربان و با تدبير كه به همه ايراني ها پيامك داده است و سالي سرشار از موفقيت را برايشان آرزو كرده است.

سخن زياد است و مجال اندك فقط در اين آخرين ساعات سال 92 از تمامي دوستان خواهش مندم كه بنده را حالا كنن و اگر از بنده كدورتي به دل دارند گذشت كنند.

عيد آريايي نوروز بر همه ي شما ايرانيان مبارك.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 11:23  توسط سیدمهدی  | 

بیاد ماندنی ترین جملات و خاطرات سال 1392

امروز قصد دارم با کمک خوانندگان و بازدیدکنندگان تارنما زیباترین و ماندنی ترین خاطرات و جملات سال رو به پایان 1392 را نقش خاطره ببندم, پس هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم.

- من سرهنگ نیستم من حقوقدان هستم.

- من یک سیاستمدار هستم نه یک تاریخ دان(جواب روحانی در مورد تفکر او در مورد هولوکاست)

- آن مردی که خوبی ها را انکار میکرد رفته است(جواب محمدجواد ظریف به یکی از بازدیدکنندگان توئیرش)

- هم اینک ساختمان ظالمانه تحریم ها ترک برداشته است و این ترک هر روز بیشتر از روز قبل میشود(سخنرانی روحانی پس از امضای توافق نامه هسته ای)

- خدایا یاریم کن که من نو سفرم(روحانی)

- چرخ سانتریفیوژ بچرخد اما چرخ زندگی مردم نیز بچرخد.

- من به خاطر مردم و اصلاحات و ارزش بسیاری که برای بزرگان کشور از جمله آقایان هاشمی و خاتمی قائل هستم از صحنه انتخابات ریاست جمهوری انصراف میدهم(بیانیه انصراف عارف)

- یا همه با هم میبریم یا همه با هم میبازیم(پیام توئیتری ظریف خطاب به کشورهای 1+5)

مابقی را شما یاری کنید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 19:9  توسط سیدمهدی  | 

مطالب قدیمی‌تر