وبلاگicon
تارنمای سیدمهدی خاتمی

تارنمای سیدمهدی خاتمی

تمام صفر و یک های زندگی من

امنیت روانی چیست؟

این روزها یکی از کلید واژه هایی که بسیار استفاده میشود امنیت روانی جامعه است و جالب اینکه رییس جمهور میگوید پلیس موظف به اجرای اسلام نیست و تنها باید قانون را اجرا کند و آیت الله خامنه ای نیز میگوید امنیت روانی یعنی ویراژ ندادن چند جوان سرمست از ثروت های باد آورده با ماشین های لوکس خارجی!

اما بنظر من امنیت روانی یعنی :

1- پلیس واقعا پلیس باشد نه پلیس سیاسی نه پلیس عقیدتی نه پلیس رشوه بگیر بلکه یک پلیس وظیفه شناس و صد البته بروز

2- به دلیل پر شدن شکم بعضی ها, من و امثال من سوار ماشین های بی کیفیت داخلی نشویم و عوارض 120 درصدی کمرگ برای واردات خودرو وضع نشود.

3- به من احترام گذاشته شود, به اعتقادم, به حزب سیاسی من, به تفریحات من, به رای من و رای من تزیینی و و ظاهری نباشد.

4- امنیت روانی از نظر من یعنی جولان ندادن عده ای فقیر پیش پای گردشگران خارجی و التماس به آنان.

5- امنیت روانی یعنی مسدود نشدن و تهدید به مسدود کردن نرم افزارهای اجتماعی.

6- امنیت روانی یعنی آزادی بیان و عقیده و حنی آزادی دین, موسی به کیش خود عیسی به دین خود!

7- امنیت روانی یعنی پایان دادن به خودسری ها, تندروی ها و صد البته لباس شخصی ها

8- امنیت روانی یعنی...

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 0:29  توسط سیدمهدی  | 

پدر ملت باشید

نمیدانم سرنوشت خودم و تارنما بعد از این مطلب چه خواهد شد اما خیلی دوست دارم بنویسم تا حداقل فردا روز پیش خودم خجالت زده نباشم که وقتی میتوانستی بگویی چرا فریاد نزدی و ساکت ماندی!

هیچ گاه عافیت طلبی و دنیا دوستی را انتخاب نکرده ام و همیشه از انسان های دو رو و چاپلوس و نان به نرخ روز خور متنفر بوده ام.

بعد از این مقدمه برویم سراغ اصل مطلب :

جناب آیت الله خامنه ای نمیدانم هیچگاه این نوشته را شما میخوانید و یا حتی برایتان میخوانند یا خیر؟ اما امیدوارم بعد از دعای خوش آمدگویی مهمانداران پروازها که بعد از میلیاردها و یا میلیون ها بار گفتن به گوش شما رسیدو دستور تغییر آن را دادید این بار نیز صدای یک جوان ایرانی و مسلمان به گوش شما برسد.

من خیلی به آب و خاک و کشورم علاقه دارم و ایرانی بودنم را حتی به مسلمان بودن نیز ارجحیت میدهم چون همه ایرانیان را میتوان با نام ایران زیر یک پرچم جمع کرد اما همه مسلمانان را خیر!

جناب آیت الله و یا هر لقب و عنوانی که به شما اطلاق میشود, من دوست دارم حال که دست تقدیر روزگار شما را مسلط بر احوال کشورم کرده است شما به بهترین نحوه ممکن نقش یک پدر معنوی را برایمان بازی کنید و اجازه ندهید شما را مصادره به مطلوب خویش نمایند.

اجازه ندهید شما فقط برای اصولگرایان و یا حتی تندروها باشید, اجازه ندهید شما فقط برای بسیجی ها باشید و پتکی برای کوبیدن بر سر من و امثال من!

جناب آیت الله در سه مورد از شما خیلی دلگیرم و دوست دارم شما نیز بدانید :

1- در 29 خرداد 1388 شما از نقش یک پدر به نقش یک هوادار تنزل جایگاه یافتید و ایکاش در آن نماز جمعه معروف از یکی از کاندیداهای انتخابات حمایت نمیکردید, ایکاش اجازه میدادید نتایج بازشماری آرای انتخابات روشن شود بعد اعلام موضع میفرمودید.

2- شما با جناب حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی مشکلی دارید؟ اما خیلی از مردم او را دوست دارند و ایکاش بجای نوشتن نامه تسلیت برای مادرش و این آخر برای عموم مردم اردکان برای خود او نامه را مینوشتید تا بدینوسیله خیلی از دوست داران و هواداران او جذب شما نیز شوند نه اینکه فاصله ها افزون تر شود.

3- چرا تکلیف خود را با سخن چینان و چاپلوسان روشن نمیکنید؟ چرا یک بار و برای همیشه در دهن کسانی نمیزنید که از اسم شما و سخنان ناگفته شما برای پیشبرد کثیف امیال خود استفاده میکنند؟

این ها مواردی بود که دوست داشتم شما نیز بدانید و امیدوارم سرنوشت من مانند بهشتی نشود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴ساعت 5:42  توسط سیدمهدی  | 

سلام بر عقلانیت

بالاخره بعد از ماه ها مذاکرات سخت و فشرده و کارشناسی و علی رغم مخالفت دلواپسان جهانی, عربی و داخلی بیانیه مطبوعاتی لوزان به امضای طرفین رسید تا رسما حقوق هسته ای کشور تایید شود.

باید به دکتر ظریف و تیم مذاکره کننده هسته ای کشور تبریک گفت که با دیپلماسی لبخند و عقلانیت و تدبیر کاری کردند که کشورهای جهانی که تا دیروز یک درصد اورانیوم غنی شده در کشور را قبول نمیکردند امروز حاضر به پذیرش ایران با فناوری صلح آمیز هسته ای شده اند.

فقط از امروز تمامی دولت مردان و مردمان ایران زمین باید با دقت بیشتری جملات خود را انتخاب کنند و به جای ایران هسته ای بگویند ایران با انرژی صلح آمیز هسته ای یا ایران برخوردار از دانش انرژی هسته ای.

از امروز باید تربیون دلواپسان را قطع کرد و صدای آنان را کاهش داد تا چهره زیبا و لبخند ایرانیان در ذهن ها ترسیم شود.

از امروز باید ثابت کرد ایران چون بهار زیباست و بهار چون ایران زیباست.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 1:42  توسط سیدمهدی  | 

بهار زیبای من

بهار بسیار بخشنده است و برایش فرق نمیکند فقیر باشی یا غنی, پیر باشی یا جوان, جامد باشی یا مایع, گناه کار باشی یا بی گناه, کوه باشی یا دشت, بهر حال دامن خود را باز میکند و تو را دعوت میکند به جشن شکوفه ها.

دعوتت میکند به رقص جوانه ها, زنده شدن, جوانه زدن, از نو شروع شدن, از نو بپا شدن و از نو برخاستن...

به طبیعت بنگر که چگونه مرده بود و ما آن را زنده کردیم, این یکی از آیات قرآن کریم و از سخنان خداوند رحمان و رحیم است که اشاره دارد به زنده شدن دوباره بعد از مرگ و زنده شدن حتما متعلق به جان و جسم نیست, دل نیز مینواند زنده شود و دوباره احیا شود.

حتما نباید و شاید تا ابد در سباهی بود و در سیاهی زیست میشود به اندک نور تابیده شده و به آخرین رشته متصل وصل شد و خود را نجات داد.

و چو خوش آن روزی که بهار با بهار آغاز شود و اینگونه بسراییم که :

سلام بر بهار, به امید بهار و برای بهار

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 1:26  توسط سیدمهدی  | 

زنگ انشا

به نام خدا

معلم ما گفته است امروز در مورد کشور خود انشا بنویسیم, من هم بعد از صحبت با پدر و مادر و خانواده و اقوام مهم ترین مطالب آن ها را انتخاب کرده ام :

در کشور ما اصلا فقر وجود ندارد و از بس پول نفت را سر سفره ما آورده اند سفره ما نفتی شده است و ما نمیتوانیم چیزی بخوریم.

در کشور ما آب و برق را مجانی کرده اند و ایضا اتوبوس را اما نمیدانم چرا شرکت آب و برق و اتوبوسرانی باز هم خودسرانه از ما پول میگیرند.

در کشور آزادی بسیار وجود دارد مانند آزادی مطبوعات و صدای مخالف و هیچوقت در نطفه خفه نمیشوند.

در کشور ما اصلا واژه ای به نام ممنوع وجود ندارد از ورود ممنوع تا ممنوع التصویر, ممنوع القلم, ممنوع الصدا, و تازگی ممنوع الفکر و دوربین و تنفس

در کشور ما بیماران دغدغه ای بجز بیماری ندارند و بیمارستان ها بیماران بی پول را کنار خیابان رها نمیکنند و دکترها اصلا نمیدانند زیر میزی چیست!

در کشور ما پلیس اصلا سیاسی نیست و همیشه محوز تظاهرات مخالفان را میدهد و امنیت آن ها را تامین نیز میکند.

در کشور ما واژه ای بنام اختلاس وجود ندارد و ما اصلا نمیدانیم مختلس چیست و تمامی اختلاس کنندگان از استکبار جهانی هستند.

در کشور ما آب هست هوای پاک هست و البته تورم نیست.

این بود انشای من  و الکی متلا من ایرانی نیستم!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 3:38  توسط سیدمهدی  | 

کاملا طنز

یکی از دوستان چند وقت پیش از من خواسته بود که به دلیل داشتن ذوق طنز نویسی و داشتن روحیه لطیف بجای نوشتن مطالب تلخ که به اندازه کافی فضای جامعه را غمیگین میکند کمی هم طنز را چاشنی مطالب کنم و چون رسیدگی به خواست ها از مشخصات بارز ماست این شما و این هم مطلب کاملا طنز تارنما :

1- اهواز, هوا ندارد بجاش تا دلتون بخواد گرد و خاک دارد که آنهم نتیجه خشک کردن تدریجی تالاب هور العظیم بوسیله شرکت ملی نفت و کسب سود بیشتر است.

2- محمدرضا رحیمی معاون اول دولت پاک دستان از مادها تا به حالا و رییس ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی به جرم فساد اقتصادی به پنج سال زندان محکوم و راهی هتل اوین شد.

3- بعد از مدت ها آگهی تلویزیونی سرانجام مدیران دو شرکت متخلف تبرک و پدیده بازداشت شدند و حالا باید پرسید حمید؟ بعدی کیه؟

4- عزت الله ضرغامی رییس بی طرف رسانه غیر ملی سرانجام اعتراف کرد سیاست صدا و سیما عدم پخش اخبار اطلاح طلبان بوده است.

5- به جان احمدی نژاد قسم این یکی طنزه : ایران قرار است در یک عملیات معکوس جهان را تحریم کند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ساعت 2:4  توسط سیدمهدی  | 

جلوی بهمن اقتصادی را بگیرید

بهمن و سیل هر دو با آن همه عظمت و خسارت در ابتدا تنها گلوله کوچکی برف و قطرات ریز باران هستند و چون این گلوله برفی و آن قطرات بهم میرسند خسارت آفرین میشوند.

احوالات این روزهای اقتصاد بیمار ما نیز مشابه سیل و بهمن است و در ابتدا تنها اختلاس هایی کوچک و در سطح شعب بانک ها بودند و این روزها کار به ارقام هزار هزار میلیاردی رسیده است که گاهی مواقع بدون داشتن اطلاعات کافی حتی نمیتوان تعداد صفرهای آنان را نیز محاسبه کرد.

لطیفه ای ساخته شده است که شهرام جزابری عرب که زمانی که در زومره افراد مشهور فساد اقتصادی بود به مسئولین زندان اعتراض میکند که چرا من آفتابه دزد را با مفسدان درشت اقتصادی در یک جا زندانی کرده اید!

این روزها هر کسی با ثبت یک شرکت کاغدی به راحتی میتواند بانک, بیمه و شرکت سرمایه گذاری دایر کند و بعد که گلوله های کوچک برف این شرکت ها بزرگ و بزرگتر و میزان خسارت آنان جبران ناپذیر شد تازه مسئولین ما با کلی جار و جنجال و فضاسازی وارد میشوند, در حالی که هم کار از کار گذشته و هم راه مبارزه واقعی با فساد اقتصادی جار و جنجال نیست.

کار باید از همان ابتدا درست و اصولی انجام شود و تحت نظارت نهادهای مربوطه باشد تا میزان دزدی و اختلاس و فساد اقتصادی کوچک و ضررهای آن جبران پذیر باشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 2:35  توسط سیدمهدی  | 

امان از دست غول ها

غول های اقتصادی یا همان مفسدان اقتصادی واقعا انسان هایی فرازمینی و به احتمال خیلی زیاد از سیارات دیگر هستند!

شوخی نمیکنم فقط کافیست مطالبی را که درباره مفسدان اقتصادی منتشر میشود را در اینترنت یک سرچ ساده کنید تا پی به ماهیت واقعی آنان ببرید.

مثلا در مورد همین پدیده شاندیز که حسب اتفاق بنده روابطی با محسن پهلوان داشتم از خواندن بعضی مطالب چنان تعجب میکردم که با خود فکر میکردم نکند من با شخص دیگری به نام محسن پهلوان مراوده داشته ام یا نکند اینها در مورد یک محسن پهلوان دیگر است.

نمیدانم چرا تا صحبت از مفسدان اقتصادی میشود حتما ما یاد ریش, زنجیر طلا, فساد اخلاقی و... می افتیم و با خود فکر نمیکنیم اینها انسان هایی هستند بسیار معمولی مانند من و شما که حسب اتفاق قرعه رانت و رانت خواری به نامشان افتاده است و شاید اگر چرخ روزگار بچرخد فردا یکی از ما غول اقتصادی شویم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم بهمن ۱۳۹۳ساعت 2:55  توسط سیدمهدی  | 

کلنل لیاخوف

106 سال پیش کلنل لیاخوف روسی مجلس مشروطه را به توپ بست و دوران استبداد صغیر را آغاز کرد, اما به نظر میرسد بعد از یک قرن از آن زمان بار دیگر باید یک کلنل لیاخوف به پا خیزد و مجلسی را که تحمل 10 دقیقه شنیدن صدای متفاوت را ندارد به توپ ببندد.

واقعا باید خون گریست و متاسف شد برای آزادی بیانی که فقط و فقط 10 دقیقه تحمل ندارد صدایی بجز صدای خود را بشنود و با ضرب و شتم نماینده مجلس صدای او را خفه میکنند.

آقایان, بزرگواران و عزیزان مگر 5 سال از داستان اعتراضات سال 88 نگذشته است و تازگی شما جشن 9 دی را برگزار نکردید؟ مگر به قول شما مردم در 9 دی بساط فتنه گران را جمع نکردند؟ پس چرا تحمل شنیدن صدای مخالف را ندارید؟

کسی که امروز مورد ضرب و شتم قرار گرفت ندا آقا سلطان و جان باختگان کهریزک نبود, فراری و سلطنت طلب و آشوب گر و فتنه گر نبود, بلکه فرزند شهید دکتر مطهری بود و صدایی است از چندین میلیون معترض باقی مانده و زخم خورده از سال 88.

کلنل لیاخوف کجایی؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۳ساعت 3:36  توسط سیدمهدی  | 

همه چی آرومه

وقتی مملکت به وفق مراد و به کام ایام باشد ما منتقدین همیشه در پشت صحنه مطلبی برای نوشتن نداریم و نانمان آجر است!

القصه که الحمدلله همه چیز بر چرخ مراد میگردد بجز چند آفتابه دزدی خیلی کوچیک در پدیده و پردیسان و تبرک و... که ارزش فک زدن ندارد.

اگر اوضاع به همین منوال بود که دیگر ما را نخواهید دید اما اگر ورق برگشت در خدمت خواهیم بود.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ساعت 5:56  توسط سیدمهدی  | 

بدعت های عجیب

روز شهادت مولا و سرورمان امام علی بن موسی الرضا(ع) با هییت مشرف به حرم رضوی شده بودم صحنه هایی دیدم که بسیار برایم عجیب بود و غیر قابل باور.

غیر قابل باور که چطور در این عصر و زمانه هنوز هستن مردمانی که بدون تفکر هر کاری را انجام میدهند و کمی تفکر ندارند.

نزدیک های حرم رضوی هییتی که اتفاقا عنوانی بسیار پر طمطراق داشت از کنارمان عبور کرد که عزادارنش بجای سینه و یا زنجیر زنی هر کدام دو عدد سنگ سفید را به هم میزدند و عزاداری میکردند!

باور کنید برای هرچه بشود دلیل و منطق آورد برای این یکی نمیشود آورد بجز خودنمایی و خود را متمایز کردن از بقیه دسته ها و هییت ها.

یا چندی قبل در اینترنت خواندم در یکی از شهرهای یزد مراسمی دارن به نام زنجیر آتشی که بیشتر به چهارشنبه سوری شبیه بود تا عزاداری!

بهر حال همه ما ارادتمند و دوست دار اهل بیت هستیم اما چه بهتر که این دوست داشتن با شناخت و معرفت باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم دی ۱۳۹۳ساعت 1:29  توسط سیدمهدی  | 

آقایان مداح

تا کمتر از یک دهه پیش اگر به مجالس عزاداری امامان معصوم تشریف میبردید ابتدای مجلس واعظی سخنرانی میکرد و سپس یک پیر غلام اهل بیت در لفافه و نه آشکارا به ذکر مصیبت های وارده به اهل بیت می پرداخت, نه خبری از بنر و پرده بود و نه خبری از پذیرایی های آنچنانی آخر مجلس.

اما این روزها هر کجای شهر که نظاره میکنی ده ها بنر و پارچه میبینی که گویا قصد مسابقه دارند با هم و ده ها اسم بزرگ مداح و نوحه خوان که همگی الحمدلله حاجی یا کربلایی هستند و یک اسم کوچک از واعظ  که خیلی ها اعتقادی به آنهم ندارند.

سبک مداحی ها نیز عوض شده است و دیگر مداح ها جوان شده اند, به سبک های موسیقی روز نوحه خوانی میکنند و آشکارا و بی پرده روضه میخوانند.

شاید مقصر مداحان نباشند و ما دل هایمان سنگی شده است و تا اهل بیت را جلوی چشمانمان چاک چاک نکنند گریه نمیکنیم.

مداحان اینروزها پول های آنچنانی طلب میکنند و مدیر برنامه دارند, اکثر اوقات وقت شان پر است و با خود کلی خدم و حشم وارد مجلس میکنند که به آنها میان دار میگویند.

میان دارهایی حرفه ای که تسلط کافی به کار خویش دارند و میدانند کجا شور بدهند و کجا دم بگیرند.

اگر محرم و صفر باشد که مداحان اکثرا سینه سوخته هستند و صدایشان به زور اکو چنگ های آنچنانی قابل شنیدن است و اگر غیر از این ذو ماه باشد و بخصوص ایام شادی باز هم بجز نوحه چیزی برای خواندن ندارند.

از روی اوراق نوحه میخوانند و بعید بنظر میرسد اشعاری را حفظ باشند و آثار خضوع و خشوع را کمتر مینوان در سیمای شان مشاهده کرد.

به همه مشاغل نیز وارد شده اند از برج ساز تا تجارت فرش و گلیم و البته عده ای از آنها اسلحه نیز میکشند موقع عصبانیت.

سخن کوتاه کنم و تنها به این نکته اشاره داشته باشم که کسی با این نوحه خوان ها بهشتی نمیشود!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۳ساعت 3:18  توسط سیدمهدی  | 

با این دو تا بیشتر حال میکنم

شب های قدر که میشود وقتی مشغول خواندن دعای جوشن کبیر هستی و 1000 صفت خداوند را ذکر میکنی و طلب بخشش و استغفار میکنی اما باز هم احساس میکنی خداوند فراتر از این هزار نام و صفت است و به طور کلی خدا همیشه خداست و در جملات و کلمات قابل توصیف نیست.

اما من با دو صفت باری تعالی خیلی حال میکنم یکی رزاق و یکی ستار العیوب.

خداوند روزی دهنده است و هیچکسی در کل عالم هستی نیست که از مرحمت و روزی خداوند محروم باشد و یکی ستار العیوب بودن است که واقعا چه کسی بجز خود خداوند تحمل و طاقت این همه گناه از بندگانش را دارد و باز چشم ببندد؟

یکی؛ فقط یکی از گناهان من را بندگان خدا میدانستند باور کنید در زمین حتی خاکم نمیکردند!

خدایا به امید خودت نه بندگان کج و کنجولت!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۳ساعت 1:34  توسط سیدمهدی  | 

سربازهای میلیاردر و میلیاردرهای سرباز

حتما شما هم در جریان موضوع بازیکنان فوتبالی که به هر نحوه ممکن و با هر امکاناتی توانسته بودند برای خود معافیت سربازی تهیه کنند و حالا گند کارشان رو شده است هستید.

این بازیکنان قرار شده است به تیم های نظامی بروند و مانند یک سرباز عادی حقوق دریافت کنند و البته کسانی که با تقلب و فریب معافیت گرفته اند مجازات قانونی نیز در انتظارشان خواهد بود.

حال این بازیکنان نامه ای به سازمان نظام  وظیفه نوشته اند و با مظلوم نمایی خواهان بخشیده شدن عملشان هستند و بالطبع توقع دارند دوباره با عقد قراردادهای میلیاردی به تیم های سابق خویش باز گردند.

بنده که از همین جا مخالفت صریح و قاطع خودم را با بخشیده شدن این افراد اعلام میکنم و خواهانم که نظام وظیفه مانند یک فرد عادی و خاطی با آنان برخورد کند.

زمانی که این افراد قراردادهای میلیاردی میگرفتند و لوکس ترین اتومبیل ها را سوار میشدند در همان زمان بسیاری از افراد این جامعه از قشر نخبه کشور تا اقشار ضعیف به خدمت نظام وظیفه اعزام میشدند و بیشترین حقوق دریافتی یک وظیفه 150 هزارتومان در ماه است.

آیا آن زمان که این افراد تقلب میکردند و دچار خطا شدند نبودند افرادی که تنها سرپرست و نان آور خانه های خویش بودند و به خدمت اعزام شدند؟

آیا نبودند کسانی که با همین خدمت سربازی سرنوشت زندگی آنان کاملا تغییر کرد؟

اگر این افراد کوچکترین تخفیفی بگیرند این بزرگترین ظلم به میلیون ها سرباز کشور خواهد بود و گناهی نابخشودنی و حق الناسی بزرگ و غیر قابل گذشت!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۳ساعت 3:7  توسط سیدمهدی  | 

جناب علم الهدی

چند روز پیش امام جمعه شهر مشهد در جلسه هفتگی تفسیر قرآن کریم فرموده اند که به دلیل ولایت داشتن ولی فقیه (رهبری) بر تمام مردم و حتی خبرگان رهبری این مجلس (مجلس خبرگان رهبری) نظارتی بر عملکرد رهبری نمیتواند داشته باشد!

البته ایشان در ادامه فرموده اند این یک بحث فقهی است و عوام از درک آن عاجزند!

ما هم به گفته ایشان چون دلواپس نشوند احترام میگذاریم و تنها یک سوال مطرح میکنم :

از آنجایی که در زمان غیبت امام زمان(عج) هیچ معصومی عهده دار هدایت مستقیم مسلمانان نیست و از آنجایی که مولای متقیان علی بن ابی ابیطالب(ع) زمان حکومت ایشان در کوفه بارها به مردم فرمودند من را مورد انتقاد قرار دهید و خطاهایم را متذکر شوید, حال بفرمایید اگر شما به دلیل مولی بودن رهبری بر خویش اجازه نظارت بر اعمال ایشان را به خود نمیدهید چه کسی باید ناظر بر اعمال ولی فقیه حکومت دینی باشد؟

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آذر ۱۳۹۳ساعت 2:19  توسط سیدمهدی  | 

افزایش قیمت نان

این روزها خبرهایی به گوش میرسد که حکایت از افزایش قیمت نان تا آخر آذر ماه دارند و نوبخت سخنگوی دولت نیز به نوعی این سخنان را تایید کرد.

در این موضوع که قوت اغلب مردم ما و بخصوص اقشار ضعیف جامعه نان است شکی نیست و بالطبع افزابش قیمت نان نیز باعث افزایش هزینه های زندگی خواهد شد اما ذکر چند نکته خالی از لطف نخواهد بود :

1- دولت چاره ای بجز افزایش قیمت خرید تضمینی گندم از کشاورزان نداشت و باید با این افزایش قیمت به ادامه سیاست خودکفایی در تولید گندم کمک میکرد.

2- با توجه به افزایش هزینه های سوخت و دستمزد نیز نانوایان عزیز و زحمت کش چاره ای جز افزایش قیمت نان و یا کاهش وزن و یا حتی کیفیت نان تولیدی نخواهند داشت.

3- دور ریز نان سنتی و ضایعات گندم و آرد در کشور بسیار بالاست و شاید این افزایش قیمت در کنار افزایش کیفیت کمکی باشد به جلوگیری از اسراف این نعمت ارزشمند خدادادی.

4- البته دولت نیز باید با حذف یارانه اقشار مرفه از منابع آزاد شده به افزایش یارانه دریافتی اقشار ضعیف و آسیب پذیر اقدام کند تا سفره مردم کوچک تر از قبل نشود.

+ نوشته شده در  شنبه یکم آذر ۱۳۹۳ساعت 1:12  توسط سیدمهدی  | 

سلام اول

واقعا نمیدانم چرا تفاوت میان دو نسل, این قشر نسبت به دیگر قشرها بیشتر و واضح تر است و بقول معروف تفاوت آنها از زمین است تا آسمان.

نسلی که قدیمی تر است و ما بیشتر میشناسیم آرام, متین, خردمند و متواضع بودند و نسل حال پرخاشگر, دنیا دوست و مغرور و متکبر شده اند.

نسل پیشین را در هر قشر و صنفی میتوان دید اما نسل جدید تنها به استاد بودند رضایت میدهند و بس.

نسل پیشین بدن هایی نحیف و لاغر با چهره هایی گشاده و خندان دارند و ظواهر دنیوی آنها را کمتر جذب خویش میکند و نسل حال بدن هایی فربه, شکم هایی برجسته و صورت هایی عبوس و ناراحت دارند و تعداد بیشماری از آنها را میتوان در پشت فرمان خودروهایشان مشاهده کرد.

نسل قدیمی تر حرف های جالبی میزدند و نسل حاضر حرف های جنجالی تر...

سخن کوتاه کنم که گلایه و شکایتم از آخوندی است که چشم در چشم تو میدوزد و نگاهت میکند اما لب و دهان خویش به ذکر سلام متبرک نمیسازد و توقع دارد تو اول سلام گویی گویا...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۳ساعت 5:59  توسط سیدمهدی  | 

آیا حسین(ع) آزاده است؟

فرقی نمیکند که شما سال 62 هجری قمری زندگی میکنید یا سال 1388 هجری خورشیدی و یا سال 2014 میلادی, مهم اینست که در مقابل ظلم و ستم ستمکاران قد علم کنید و نگذارید سکوت شما مهر تاییدی باشد بر ادامه ی ظلم آنان.

باید در مقابل ظالم ایستاد, حال میخواد با جان باشد, با مال باشد و یا حتی با لسان و زبان خویش...

نباید فردا روز در مقابل خداوند قادر متعال و در مقابل این پرسش حق تعالی که تو چکار کردی سر از خجالت به گریبان فرو بریم و مهر سکوت بر لب زنیم و عرق شرم بر پیشانی نشانیم.

باید سر افراشته کرده و فریاد زنیم خداوندا من تمام سعی خویش در راه دفاع از مظلوم و مقابله با ظالم انجام دادم و تو خود این از من بپدیر.

بی شک هیچکس برای خداوند حسین(ع) نمیشود که جان و فرزند و یاران و اهل بیت خویش نثار دفاع از آزادی و مقابله با ستمکار کرد اما خداوند به هرکسی در حد وسعش مینگرد...

درود خداوند بر سید و سالار آزادگان عالم ابا عبدالله الحسین(ع) و تمامی یاران باوفای ایشان از نینوا تا ظهور منجی عالم بشریت مهدی موعود(عج).

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 5:31  توسط سیدمهدی  | 

حرکتی اساسی برای اصلاح یک عمل

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(ع)

السلام علیک یا سیدالشهدا(ع)

دوباره ماه محرم از راه رسید و عالمیان و افلاکیان و عرشیان عزادار سید و سالار شهید دشت کربلا ابا عیدالله حسین(ع) و اهل بیت مظلومش و یاران باوفای آن حضرت خواهند بود.

ما ایرانیان نیز به رسم ادب با سیاه پوش کردن جامه و جامعه خویش و شرکت در مجالس عزاداری و هیئات سعی در زنده نگه داشتن راه و رسم و مرام قافله عاشقان کربلا را داریم.

فقط در تعجبم که ما ایرانی ها چرا و به چه رسمی اصرار به برگزاری دهه اول محرم داریم و درست بعد از عاشورای حسینی که تازه اول فجایع وارده بر کاروان کربلاست از شدت عزاداری های ما کاسته میشود.

ما قبل از آنکه عملی انجام شود به سر و صورت میزنیم اما وقتی...

امیدوارم کم کم فرهنگی ایجاد شود که بجای دهه اول محرم تمام تلاشمان در رونق ایام محرم از دهه دوم به بعد باشد.

التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آبان ۱۳۹۳ساعت 1:4  توسط سیدمهدی  | 

تعیین هویت

از مخاطب گرامی جناب آقا/خانم "بیدار" خواهشمند است با در دست داشتن مدارک زیر جهت ابراز هویت به واحد مخاطبین ناشناس و حساسیت برانگیز و البته حسادت ورز تارنما مراجعه فرمایند.

مهلت این آگهی به مدت یک هفته بوده و قابل تمدید نیز خواهد بود.

1- یک برگ کپی کامل از تمام صفحات شناسنامه و کارت ملی.

2- یک برگ کپی از وضعیت نظام وظیفه در صورت مذکر بودن و یا عقد نامه در صورت مونث بودن.

3- برگه تشخیص گروه خونی, آزمایشات بالینی ممهور به مهر پزشک متخصص .

4- برگه سوی عدم سابقه تایید شده توسط مراجع ذی صلاح.

5- التزام عملی به تارنما با ارائه تعهد محضری در دفتر اسناد رسمی.

6- واریز مبلغ 1000 تومان به شماره حساب 100 امام و مبلغ 10000 تومان به حساب 200 من!

7- ارائه مدرک تحصیلی و گواهی ISO 9002

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۳ساعت 0:55  توسط سیدمهدی  | 

لامپ

زیاد نمیخوام وارد این داستان و حواشی مربوطش بشم فقط چند نکته خیلی کوتاه و البته در لفافه :

1- فکر نکنم این قضیه خیلی هم فان باشه که این همه در موردش مطلب ساختن و پخش کردن, بنظر من تصادف اون دوتا دختر سر به هوا و عاشق فان تر بود و یا حتی اونی که لولو برد و نمیتونم اسمشو ببرم!

2- چه فرقی داره بوشهری بوده شیرازی بوده تهرانی بوده کرد بوده لر بوده بلوچ بوده عرب بوده عقب افتاده دهنی بوده دانشمند بوده خاک بر سر بوده؟ مهم اینکه ایرانی بوده و کار به شبکه های خارج از کشور هم کشیده متاسفانه.

3- لطفا یک اشتباه رو با اشتباه های بزرگ تر سرپوش نگذارید و از خودتون داستان سرایی نکنید, مثل اینکه بهش تجاوز شده, قاچاقچیان مواد مخدر این عمل رو انجام دادن و یا هر داستان علمی تخیلی دیگه ای, مهم اینکه این عمل انجام شده و باید فقط تاسف خورد.

4- من حرکت تیم اتاق عمل در پخش فیلم رو نه تایید میکنم نه نکوهش, اما ایکاش این فیلم رو با کمی هشدار و تذکر در مورد عواقب سرکوب غرایز جنسی همراه میکردن تا از فان بودن خارج میشد و شاید تلنگری میشد برای خیلی ها...

5- با دست خودمان بهانه به بعضی ها ندیم برای فیلتر کردن ابزارهای اینترنتی...

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۳ساعت 0:53  توسط سیدمهدی  | 

یه پلاک و این همه مدعی

کارشان خدایی بود, کارشان به قول معروف دلی بود فارق از رنگ ها, جناح بندی ها, امیال و آرزوها...

رفتن تا با دستان خالی در برابر همه ایستادگی کنن, رفتن تا اجازه ندهند بار دیگر عباس قلی میرزا تنها بماند در برابر لشگر عثمانی...

اشتباه نکنید بحث من تاریخی نیست در مورد همین دوران معاصر است در مورد همین دهه شصت کشور خودمان صحبت میکنم...

اسمش را هرچه میخواهید بگذارید, به هر عنوانی میخواهید مصادره اش کنید, اصلا تمام افتخاراتش مال شما, اما پز دادنش مال ما...

نمیخواهم مثل خیلی ها آرمانی صحبت کنم از حال و هوای معنوی جبهه بگویم, از شهدایی که با وضو آمدند با وضو رفتند, در مورد سوزوکی ها و اخراجی ها نیز نمیخواهم صحبت کنم, میخواهم در مورد خودمان صحبت کنم...

همین خودمان, همین من و توی جوان...

مصادره اش کرده اند؟ از کل جبهه برایمان فقط راهیان نور و یک عدد چفیه نگه داشته اند؟ بجز شهیدان خودشان شهید دیگری در میدان نبرد نبوده است؟ لر, فارس, بلوچ, عرب, کرد, ترک, ارمنی, مسیحی, زرتشتی, کلیمی و...

اشکال ندارد همه اش مال شما, افتخار جدا نشدن حتی یک وجب از سرزمین آریایی مان ایران مال ما...

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مهر ۱۳۹۳ساعت 2:48  توسط سیدمهدی  | 

دمکراسی از نوع ایرانی

دمکراسی از نوع ایرانی یعنی قاون اساسی فرانسه, پارلمان ایتالیا, قوه قضاییه به ظاهر اسلامی اما خروجی کمونیستی!

کسی حق اعتراض ندارد, کسی که اعتراض میکند فریب خورده بیگانگان است و قصد تضعیف نظام را دارد.

ما خیلی خوب هستیم و همه در حال توطئه چینی و خراب کاری در کشور ما هستند.

مسئولین کشور ما هیچگونه خطایی ندارند و هیچ مسئولی از کار برکنار نمیشود بلکه فقط از سمتی به سمت دیگر تغییر شغل میدهد.

گردش آزاد اطلاعات حرام است و آگاهی و دانایی مردم جرم!

لطفا برای این دمکراسی دست بزنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مهر ۱۳۹۳ساعت 2:7  توسط سیدمهدی  | 

این نیز بگذرد

مرد همیشه خندان و شاداب ما "آقای پدیرش" در حالی که زیر لب غر میزند, عصبانی هست و تا حدودی آشفته و پریشان با ما درد و دل میکند.

- آقای پذیرش چرا انقدر آشفته هستید و نگران؟

من واقعا نمیدانم بعضی از تصمیمات و حرکات و گفتار مسئولین کشورم را دیگر چطور تفسیر کنم و خودم را چطور قانع کنم که من حتما اشتباه میکنم و دیگران درست برای ما تصمیم میگیرند.

- خبری هست که ما از آن بی خبریم؟

بله درست در روزی که سیاست کلی "علم و فناوری" توسط آیت الله خامنه ای ابلاغ میشود و در حالی که کشور ما بهترین و درخشان ترین ایام ورود گردشگران بخصوص از کشورهای عربی را تجربه میکند معاون اول قوه قضاییه به وزیر ارتباطات دستور داده است حداکثر تا یک ماه نسبت به مسدود سازی وایبر, واتس آپ و تانگو اقدام کند.

- خب اینکه ناراحتی ندارد و بجای این نرم افزارها دوستان خارجی ما نرم افزارهای دیگری را طراحی میکنند.

درد من از این است که هم اکنون با خجالت و شرم باید به مسافرین خارجی اعلام کنیم که فیس بوک, توئیتر و یوتیوب در دسترس نیست و از فردا روز با سرافنکندگی فیلتر شدن واتس آپ, وایبر و تانگو را هم اعلام کنیم.

- شما خیلی سخت میگیرد خب هر کشوری مقرراتی دارد و باید آنها خود را با شرایط ما وفق دهند.

درد من هم همین است که ما میگوییم آنها باید خود را با وفق دهند و هیچوقت نمیگوییم مسافری که ارز آوری برای کشور ما در پی دارد ما خود را با او هماهنگ کنیم.

در ثانی یکی از دلایل فیلتر اینگونه نرم افزارها توهین گسترده به آیت الله خمینی ذکر شده است در حالی که اینگونه پیام ها با واکنش خود مردم مواجه گردید و اجازه پخش پیدا نکرد.

در این میان تنها خوش بحال قلترشکنان میشود که بار دیگر کار و بارشان سکه میشود و خاکی دوباره بر سر ما که اجازه جهنم رفتن هم نداریم و ما را به زور به بهشت هدات میکنند!!

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۳ساعت 5:27  توسط سیدمهدی  | 

یک سوال

سوالی که همیشه ذهن مرا درگیر خود کرده است و تا بحال جوابی برایش پیدا نکرده ام :

- اگر شخصی علافه به کشور و آب و خاکش داشته باشد اما طرفدار نظام حاکم بر کشور و مناسبات حاکم بر آن نباشد حکمش چیست؟

آیا چنین فردی بخصوص اگر تحصیل کرده و متخصص باشد باید رانده شود؟

علت دقیق مصاحبه و سوال پرسیدن در مورد امور دینی فرد که بحثی کاملا شخصی میباشد چیست؟چرا اولین پیش شرط استخدام در کشور ما التزام کامل به ولایت فقیه است؟

آیا یک فرد متخصص برای ما و کشور سودمندتر است یا یک فرد معمولی اما علاقمند به مناسبات حکومتی؟

واقعا معنی جمله ی خط قرمز ما فتنه است و هر فرد منتسب به فتنه باید از دایره حکومتی خارج شود چیست؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۳ساعت 0:30  توسط سیدمهدی  | 

ندا, ما و آنها

مدتی است که عده ای از نو اصلاح طلبان و یا شایدم عده ای از اطلاح طلبان سابق به رهبری دیپلمات سابق کشورمان در فرانسه یعنی صادق خرازی تشکیلاتی را ایجاد کرده اند به نام "ندا" یا همان نسل دوم اصلاح طلبان.

این عده مبنای کار خویش را تنش زدایی با نظام و عبور از اصلاح طلبان سابق قرار داده اند و کار را به جایی رسانده اند که عده ای از اصولگرایان و تندروها اسم توابین یا همان توبه کنندگان را بر آنها نهاده اند.

در اینکه کشور باید دارای احزاب متنوعی باشد حرفی نیست اما یک سری از حرف ها در این میان بنظر درست نمی آیند:

1- مجموعه نظام با اصلاح طلبان در هر شکل و شمایل و اسمی مشکل دارد پس این گفته که ما در پی تنش زدایی هستیم کمی خنده دار بنظر میرسد چون تنشی در میان نیست بلکه حذف دیگری در میان است.

2- گذشتن از بعضی بزرگان اصلاحات و نسل دوم اصلاحات یودن یعنی قبول تمام تهمت های مجموعه نظام و اصولگرایان در این مدت بعد از انتخابات سال 1388

3- ما با مجموعه نظام هیچ مشکلی نداریم و همان اصلاح طلبان سابقیم که دل در گروی مملکت خویش داریم پس نسل دو و سه و چهار چه معنایی دارد؟ شما آرمان جدیدی در سر دارید؟

تا وقتی که هر مخالفی را به اسم فتنه و فتنه گر حذف میکنند نسل دوم و بالاتر هم راهگشا نخواهد بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۳ساعت 2:59  توسط سیدمهدی  | 

فرشته ها

یک سری موجودات فضایی و ناشناخته قرن هاست که با ما آدم ها زندگی میکنند و حتی کار بجایی رسیده است که با ما در یک خانه زندگی میکنند!

راه حل شناخت این موجودات ناشناخته :

- هنگام بازارگردی به طرز عجیبی جذب ویترین مغازه ها میشوند و تا جیب آقا را خالی نکنند دست بردار نیستند, بدین منظور لازم است آقایان دست این موجودات را هنگام بازارگردی سخت و محکم در دستان خویش بگیرند مگر نه بدبخت میشوند!

- هنگامی که کم می آورند به حرکات منشوری رو می آورند مانند بوسه که به لطف رژ لب های 24 ساعته بهتر است تن به این خفت ندهید!

- هنگامی که بابایی میکنند منظورش لوس بازی و دریافت یک ده تومنی تانخورده یا حتی خورده نیست بلکه قصد دارند اعلام کنند اسامی شهدا را آموخته اند, اگر کمی به آنان مهلت دهید اسامی دیگری مانند خرازی, باکری و همت را نیز خواهند گفت(به احترام تمام شهدا)

- ....... سانسور شد

- ...... سانسور شد

- هنگامی که به خانه مراجعه کردید و با جمله وای عزیزم خسته شدم از بس خونه رو تمیز کردم و دیگه نا ندارم بریم بیرون ناهار بخوریم مواجه شدید شک نکنید غذا رو سوزونده و میخواد ماست مالی کنه!

- آقا سفینه فضایی پارک دوبل میکنند در حد تیم پرسپولیس رتبه دوازدهمی!

- این عزیزان بهتر از جان تا ما مردها را زیر خاک نکنند...(بگذریم این خط قرمز ماست)

- مردمان ساکن محدوده فرودگاه مهرآباد تهران باید مواظب باشند تا قطعات هواپیماهای عبوری بر مخ مبارکشان فرو نیاید و مردم سایر نقاط مواظب سقوط کیلیپس های این موجودات!!

- روزتون مبارک اما اگر فکر کردید بابا نه به تیتر نه به اصل مطلب پس اینو داشته باشید :

- خداوند به فرشته ها امر کرد بر انسان سجده کنند (من دیگه حرفی ندارم)

- در ضمن شما نه دختر بابا هستید نه ناموس داداش نه عشق شوهر, شما فقط سوهان روحید(خخخخ حال کردم با جملم)

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم شهریور ۱۳۹۳ساعت 10:1  توسط سیدمهدی  | 

به عشق وطنم

از این شعر خیلی خوشم اومد اما دوست ندارم بنویسم شاعرش چه شخصی هست یا بود!

هرگز نخواب کوروش

دارا جهان ندارد

سارا زبان ندارد

بابا ستاره ای در

هفت آسمان ندارد

کارون زچشمه خشکید

البرز لب فرو بست

حتا دل دماوند

آتش فشان ندارد

دیو سیاه در بند

آسان رهید و بگریخت

رستم در این هیاهو

گرز گران ندارد

روز وداع خورشید

زاینده رود خشکید...

اگر خوشتون اومد مابقی شعر را میتوانید در اینترنت جستجو کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم شهریور ۱۳۹۳ساعت 2:39  توسط سیدمهدی  | 

از همتون متنفرم

این روزها در فضای مجازی باب شده است که پسرها, دخترها را به آهن پرستی متهم میکنند و دخترها, پسرها را به هوسران بودن.

یکی از شکست عشقی خود میگوید و دیگری از نامردی روزگار, آن یکی دنیا به کامش بوده و شب را با فلانی گذرانده است و شاهدش کسی نیست جز عکس های دو نفره در اینستاگرام...

اصلا تصویر عجیبی در فضای مجازی ایجاد کرده اند اینان و معلوم نیست خونه زری جوون رو نقشه کجاست یا رستوران علی بلبل در طرقبه مشهد...

خودمم نیز کمکم دارم خونه مادربزرگه, همون که هر روز پارتی داره رو از یاد میبرم و بجاش دارم تا ده شمارم میکنم تا مجید خراطها تیغو رو دستاش بکشه...

راستی شما سردتون نیست؟ خب به جهنم...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۳ساعت 11:38  توسط سیدمهدی  | 

یک خانم واقعی

یک خانم واقعی از دیدگاه من :

- یک خانم واقعی با عفاف است و بعد با حجاب, زیرا یک خانم باعفاف میتواند باحجاب نیز باشد اما یک خانم حجاب دار حتما با عفاف نیست.

- یک خانم واقعی آرایش نمیکند در حد تیم ملی آلمان, البته بهتر است بگویم اصلا آرایش نمیکند بجز در منزل.

- یک خانم واقعی طبیعی است نه عملی(خودشون منظورمو فهمیدن)

- یک خانم واقعی با سرعت بیشتر از 40 کیلومتر در ساعت هم میتواند رانندگی کند و به سمت چپ و راست خویش نیز توجه دارد.

- یک خانم واقعی لاستیک نمیجود, بلند نمیخندد و در کل جلف نیست.

- یک خانم واقعی خود را پشت کیلیپس پنهان نمیکند(چه حالی داد این جمله)

- یک خانم واقعی کدبانوست نه راهنمای زنده رستوران ها و فست فوهای شهر.

اصلا یک خانم واقعی یک کسی است مثل مادر من...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۳ساعت 5:22  توسط سیدمهدی  | 

مطالب قدیمی‌تر