وبلاگicon
تارنمای سیدمهدی خاتمی

تارنمای سیدمهدی خاتمی

تمام صفر و یک های زندگی من

تعیین هویت

از مخاطب گرامی جناب آقا/خانم "بیدار" خواهشمند است با در دست داشتن مدارک زیر جهت ابراز هویت به واحد مخاطبین ناشناس و حساسیت برانگیز و البته حسادت ورز تارنما مراجعه فرمایند.

مهلت این آگهی به مدت یک هفته بوده و قابل تمدید نیز خواهد بود.

1- یک برگ کپی کامل از تمام صفحات شناسنامه و کارت ملی.

2- یک برگ کپی از وضعیت نظام وظیفه در صورت مذکر بودن و یا عقد نامه در صورت مونث بودن.

3- برگه تشخیص گروه خونی, آزمایشات بالینی ممهور به مهر پزشک متخصص .

4- برگه سوی عدم سابقه تایید شده توسط مراجع ذی صلاح.

5- التزام عملی به تارنما با ارائه تعهد محضری در دفتر اسناد رسمی.

6- واریز مبلغ 1000 تومان به شماره حساب 100 امام و مبلغ 10000 تومان به حساب 200 من!

7- ارائه مدرک تحصیلی و گواهی ISO 9002

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مهر 1393ساعت 0:55  توسط سیدمهدی  | 

لامپ

زیاد نمیخوام وارد این داستان و حواشی مربوطش بشم فقط چند نکته خیلی کوتاه و البته در لفافه :

1- فکر نکنم این قضیه خیلی هم فان باشه که این همه در موردش مطلب ساختن و پخش کردن, بنظر من تصادف اون دوتا دختر سر به هوا و عاشق فان تر بود و یا حتی اونی که لولو برد و نمیتونم اسمشو ببرم!

2- چه فرقی داره بوشهری بوده شیرازی بوده تهرانی بوده کرد بوده لر بوده بلوچ بوده عرب بوده عقب افتاده دهنی بوده دانشمند بوده خاک بر سر بوده؟ مهم اینکه ایرانی بوده و کار به شبکه های خارج از کشور هم کشیده متاسفانه.

3- لطفا یک اشتباه رو با اشتباه های بزرگ تر سرپوش نگذارید و از خودتون داستان سرایی نکنید, مثل اینکه بهش تجاوز شده, قاچاقچیان مواد مخدر این عمل رو انجام دادن و یا هر داستان علمی تخیلی دیگه ای, مهم اینکه این عمل انجام شده و باید فقط تاسف خورد.

4- من حرکت تیم اتاق عمل در پخش فیلم رو نه تایید میکنم نه نکوهش, اما ایکاش این فیلم رو با کمی هشدار و تذکر در مورد عواقب سرکوب غرایز جنسی همراه میکردن تا از فان بودن خارج میشد و شاید تلنگری میشد برای خیلی ها...

5- با دست خودمان بهانه به بعضی ها ندیم برای فیلتر کردن ابزارهای اینترنتی...

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مهر 1393ساعت 0:53  توسط سیدمهدی  | 

یه پلاک و این همه مدعی

کارشان خدایی بود, کارشان به قول معروف دلی بود فارق از رنگ ها, جناح بندی ها, امیال و آرزوها...

رفتن تا با دستان خالی در برابر همه ایستادگی کنن, رفتن تا اجازه ندهند بار دیگر عباس قلی میرزا تنها بماند در برابر لشگر عثمانی...

اشتباه نکنید بحث من تاریخی نیست در مورد همین دوران معاصر است در مورد همین دهه شصت کشور خودمان صحبت میکنم...

اسمش را هرچه میخواهید بگذارید, به هر عنوانی میخواهید مصادره اش کنید, اصلا تمام افتخاراتش مال شما, اما پز دادنش مال ما...

نمیخواهم مثل خیلی ها آرمانی صحبت کنم از حال و هوای معنوی جبهه بگویم, از شهدایی که با وضو آمدند با وضو رفتند, در مورد سوزوکی ها و اخراجی ها نیز نمیخواهم صحبت کنم, میخواهم در مورد خودمان صحبت کنم...

همین خودمان, همین من و توی جوان...

مصادره اش کرده اند؟ از کل جبهه برایمان فقط راهیان نور و یک عدد چفیه نگه داشته اند؟ بجز شهیدان خودشان شهید دیگری در میدان نبرد نبوده است؟ لر, فارس, بلوچ, عرب, کرد, ترک, ارمنی, مسیحی, زرتشتی, کلیمی و...

اشکال ندارد همه اش مال شما, افتخار جدا نشدن حتی یک وجب از سرزمین آریایی مان ایران مال ما...

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مهر 1393ساعت 2:48  توسط سیدمهدی  | 

دمکراسی از نوع ایرانی

دمکراسی از نوع ایرانی یعنی قاون اساسی فرانسه, پارلمان ایتالیا, قوه قضاییه به ظاهر اسلامی اما خروجی کمونیستی!

کسی حق اعتراض ندارد, کسی که اعتراض میکند فریب خورده بیگانگان است و قصد تضعیف نظام را دارد.

ما خیلی خوب هستیم و همه در حال توطئه چینی و خراب کاری در کشور ما هستند.

مسئولین کشور ما هیچگونه خطایی ندارند و هیچ مسئولی از کار برکنار نمیشود بلکه فقط از سمتی به سمت دیگر تغییر شغل میدهد.

گردش آزاد اطلاعات حرام است و آگاهی و دانایی مردم جرم!

لطفا برای این دمکراسی دست بزنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مهر 1393ساعت 2:7  توسط سیدمهدی  | 

این نیز بگذرد

مرد همیشه خندان و شاداب ما "آقای پدیرش" در حالی که زیر لب غر میزند, عصبانی هست و تا حدودی آشفته و پریشان با ما درد و دل میکند.

- آقای پذیرش چرا انقدر آشفته هستید و نگران؟

من واقعا نمیدانم بعضی از تصمیمات و حرکات و گفتار مسئولین کشورم را دیگر چطور تفسیر کنم و خودم را چطور قانع کنم که من حتما اشتباه میکنم و دیگران درست برای ما تصمیم میگیرند.

- خبری هست که ما از آن بی خبریم؟

بله درست در روزی که سیاست کلی "علم و فناوری" توسط آیت الله خامنه ای ابلاغ میشود و در حالی که کشور ما بهترین و درخشان ترین ایام ورود گردشگران بخصوص از کشورهای عربی را تجربه میکند معاون اول قوه قضاییه به وزیر ارتباطات دستور داده است حداکثر تا یک ماه نسبت به مسدود سازی وایبر, واتس آپ و تانگو اقدام کند.

- خب اینکه ناراحتی ندارد و بجای این نرم افزارها دوستان خارجی ما نرم افزارهای دیگری را طراحی میکنند.

درد من از این است که هم اکنون با خجالت و شرم باید به مسافرین خارجی اعلام کنیم که فیس بوک, توئیتر و یوتیوب در دسترس نیست و از فردا روز با سرافنکندگی فیلتر شدن واتس آپ, وایبر و تانگو را هم اعلام کنیم.

- شما خیلی سخت میگیرد خب هر کشوری مقرراتی دارد و باید آنها خود را با شرایط ما وفق دهند.

درد من هم همین است که ما میگوییم آنها باید خود را با وفق دهند و هیچوقت نمیگوییم مسافری که ارز آوری برای کشور ما در پی دارد ما خود را با او هماهنگ کنیم.

در ثانی یکی از دلایل فیلتر اینگونه نرم افزارها توهین گسترده به آیت الله خمینی ذکر شده است در حالی که اینگونه پیام ها با واکنش خود مردم مواجه گردید و اجازه پخش پیدا نکرد.

در این میان تنها خوش بحال قلترشکنان میشود که بار دیگر کار و بارشان سکه میشود و خاکی دوباره بر سر ما که اجازه جهنم رفتن هم نداریم و ما را به زور به بهشت هدات میکنند!!

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام شهریور 1393ساعت 5:27  توسط سیدمهدی  | 

یک سوال

سوالی که همیشه ذهن مرا درگیر خود کرده است و تا بحال جوابی برایش پیدا نکرده ام :

- اگر شخصی علافه به کشور و آب و خاکش داشته باشد اما طرفدار نظام حاکم بر کشور و مناسبات حاکم بر آن نباشد حکمش چیست؟

آیا چنین فردی بخصوص اگر تحصیل کرده و متخصص باشد باید رانده شود؟

علت دقیق مصاحبه و سوال پرسیدن در مورد امور دینی فرد که بحثی کاملا شخصی میباشد چیست؟چرا اولین پیش شرط استخدام در کشور ما التزام کامل به ولایت فقیه است؟

آیا یک فرد متخصص برای ما و کشور سودمندتر است یا یک فرد معمولی اما علاقمند به مناسبات حکومتی؟

واقعا معنی جمله ی خط قرمز ما فتنه است و هر فرد منتسب به فتنه باید از دایره حکومتی خارج شود چیست؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393ساعت 0:30  توسط سیدمهدی  | 

ندا, ما و آنها

مدتی است که عده ای از نو اصلاح طلبان و یا شایدم عده ای از اطلاح طلبان سابق به رهبری دیپلمات سابق کشورمان در فرانسه یعنی صادق خرازی تشکیلاتی را ایجاد کرده اند به نام "ندا" یا همان نسل دوم اصلاح طلبان.

این عده مبنای کار خویش را تنش زدایی با نظام و عبور از اصلاح طلبان سابق قرار داده اند و کار را به جایی رسانده اند که عده ای از اصولگرایان و تندروها اسم توابین یا همان توبه کنندگان را بر آنها نهاده اند.

در اینکه کشور باید دارای احزاب متنوعی باشد حرفی نیست اما یک سری از حرف ها در این میان بنظر درست نمی آیند:

1- مجموعه نظام با اصلاح طلبان در هر شکل و شمایل و اسمی مشکل دارد پس این گفته که ما در پی تنش زدایی هستیم کمی خنده دار بنظر میرسد چون تنشی در میان نیست بلکه حذف دیگری در میان است.

2- گذشتن از بعضی بزرگان اصلاحات و نسل دوم اصلاحات یودن یعنی قبول تمام تهمت های مجموعه نظام و اصولگرایان در این مدت بعد از انتخابات سال 1388

3- ما با مجموعه نظام هیچ مشکلی نداریم و همان اصلاح طلبان سابقیم که دل در گروی مملکت خویش داریم پس نسل دو و سه و چهار چه معنایی دارد؟ شما آرمان جدیدی در سر دارید؟

تا وقتی که هر مخالفی را به اسم فتنه و فتنه گر حذف میکنند نسل دوم و بالاتر هم راهگشا نخواهد بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393ساعت 2:59  توسط سیدمهدی  | 

فرشته ها

یک سری موجودات فضایی و ناشناخته قرن هاست که با ما آدم ها زندگی میکنند و حتی کار بجایی رسیده است که با ما در یک خانه زندگی میکنند!

راه حل شناخت این موجودات ناشناخته :

- هنگام بازارگردی به طرز عجیبی جذب ویترین مغازه ها میشوند و تا جیب آقا را خالی نکنند دست بردار نیستند, بدین منظور لازم است آقایان دست این موجودات را هنگام بازارگردی سخت و محکم در دستان خویش بگیرند مگر نه بدبخت میشوند!

- هنگامی که کم می آورند به حرکات منشوری رو می آورند مانند بوسه که به لطف رژ لب های 24 ساعته بهتر است تن به این خفت ندهید!

- هنگامی که بابایی میکنند منظورش لوس بازی و دریافت یک ده تومنی تانخورده یا حتی خورده نیست بلکه قصد دارند اعلام کنند اسامی شهدا را آموخته اند, اگر کمی به آنان مهلت دهید اسامی دیگری مانند خرازی, باکری و همت را نیز خواهند گفت(به احترام تمام شهدا)

- ....... سانسور شد

- ...... سانسور شد

- هنگامی که به خانه مراجعه کردید و با جمله وای عزیزم خسته شدم از بس خونه رو تمیز کردم و دیگه نا ندارم بریم بیرون ناهار بخوریم مواجه شدید شک نکنید غذا رو سوزونده و میخواد ماست مالی کنه!

- آقا سفینه فضایی پارک دوبل میکنند در حد تیم پرسپولیس رتبه دوازدهمی!

- این عزیزان بهتر از جان تا ما مردها را زیر خاک نکنند...(بگذریم این خط قرمز ماست)

- مردمان ساکن محدوده فرودگاه مهرآباد تهران باید مواظب باشند تا قطعات هواپیماهای عبوری بر مخ مبارکشان فرو نیاید و مردم سایر نقاط مواظب سقوط کیلیپس های این موجودات!!

- روزتون مبارک اما اگر فکر کردید بابا نه به تیتر نه به اصل مطلب پس اینو داشته باشید :

- خداوند به فرشته ها امر کرد بر انسان سجده کنند (من دیگه حرفی ندارم)

- در ضمن شما نه دختر بابا هستید نه ناموس داداش نه عشق شوهر, شما فقط سوهان روحید(خخخخ حال کردم با جملم)

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم شهریور 1393ساعت 10:1  توسط سیدمهدی  | 

به عشق وطنم

از این شعر خیلی خوشم اومد اما دوست ندارم بنویسم شاعرش چه شخصی هست یا بود!

هرگز نخواب کوروش

دارا جهان ندارد

سارا زبان ندارد

بابا ستاره ای در

هفت آسمان ندارد

کارون زچشمه خشکید

البرز لب فرو بست

حتا دل دماوند

آتش فشان ندارد

دیو سیاه در بند

آسان رهید و بگریخت

رستم در این هیاهو

گرز گران ندارد

روز وداع خورشید

زاینده رود خشکید...

اگر خوشتون اومد مابقی شعر را میتوانید در اینترنت جستجو کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم شهریور 1393ساعت 2:39  توسط سیدمهدی  | 

از همتون متنفرم

این روزها در فضای مجازی باب شده است که پسرها, دخترها را به آهن پرستی متهم میکنند و دخترها, پسرها را به هوسران بودن.

یکی از شکست عشقی خود میگوید و دیگری از نامردی روزگار, آن یکی دنیا به کامش بوده و شب را با فلانی گذرانده است و شاهدش کسی نیست جز عکس های دو نفره در اینستاگرام...

اصلا تصویر عجیبی در فضای مجازی ایجاد کرده اند اینان و معلوم نیست خونه زری جوون رو نقشه کجاست یا رستوران علی بلبل در طرقبه مشهد...

خودمم نیز کمکم دارم خونه مادربزرگه, همون که هر روز پارتی داره رو از یاد میبرم و بجاش دارم تا ده شمارم میکنم تا مجید خراطها تیغو رو دستاش بکشه...

راستی شما سردتون نیست؟ خب به جهنم...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393ساعت 11:38  توسط سیدمهدی  | 

یک خانم واقعی

یک خانم واقعی از دیدگاه من :

- یک خانم واقعی با عفاف است و بعد با حجاب, زیرا یک خانم باعفاف میتواند باحجاب نیز باشد اما یک خانم حجاب دار حتما با عفاف نیست.

- یک خانم واقعی آرایش نمیکند در حد تیم ملی آلمان, البته بهتر است بگویم اصلا آرایش نمیکند بجز در منزل.

- یک خانم واقعی طبیعی است نه عملی(خودشون منظورمو فهمیدن)

- یک خانم واقعی با سرعت بیشتر از 40 کیلومتر در ساعت هم میتواند رانندگی کند و به سمت چپ و راست خویش نیز توجه دارد.

- یک خانم واقعی لاستیک نمیجود, بلند نمیخندد و در کل جلف نیست.

- یک خانم واقعی خود را پشت کیلیپس پنهان نمیکند(چه حالی داد این جمله)

- یک خانم واقعی کدبانوست نه راهنمای زنده رستوران ها و فست فوهای شهر.

اصلا یک خانم واقعی یک کسی است مثل مادر من...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مرداد 1393ساعت 5:22  توسط سیدمهدی  | 

یک مرد واقعی

یک مرد واقعی از دید من به این صورت است :

- با نزاکت و مودب است و دیگران و بخصوص دوستانش را با اصوات و اسامی حیوانات مخاطب قرار نمیدهد.

- شلوار او جین و کتان میتواند باشد اما بدون پارگی و نقش و نگار.

- یک مرد واقعی شلواری انتخاب نمیکند که شورت مارکدارش دیده شود.

- یک مرد واقعی پیراهن مناسبی انتخاب میکند که عضلاتش در حال پاره کردن آن نباشد.

- یک مرد واقعی موهایش آراسته است و یکی به شرق و یکی به غرب نیست.

- یک مرد واقعی صورتش همیشه مرتب است چه با ریش چه بدون ریش.

- یک مرد واقعی حتما جوراب میپوشد حتی با کالج.

- یک مرد واقعی بوی خوشی دارد.

- یک مرد واقعی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 6:51  توسط سیدمهدی  | 

صندوق باران

شب قبل از عید فطر از سمت خیابان شیرازی قصد تشرف به حرم رضوی و سپس مراجعت به محل کارم را داشتم که با تعداد کثیر صندوق های جمع آوری فطریه مواجه شدم.

صبح نیز قبل از شروع نماز عید فطر بر تعداد این صندوق ها افزوده شده بود و چنان تعداد این صندوق ها کثیر بود که کافی بود دستت را از جیبت خارج کنی تا چندین نفر با صندوق سمت تو شیرجه روند.

واقعا این همه تعداد صندوق برای جمع آوری فطریه لازم و ضروری است؟

واقعا لازم است این همه هزینه شود و هر نهاد و کمیته و خیریه ای برای خود کار کند؟

واقعا این تعداد صندوق و آنهم در یکی از اصلی ترین خیابان های منتهی به حرم رضوی که این روزها شاهد خیل کثیری از مسافرین خارجی است زیبا و برازنده میباشد؟

من مانده ام که این مسافرین خارجی در مورد ما چه فکرها که نخواهند کرد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مرداد 1393ساعت 6:8  توسط سیدمهدی  | 

غزه

حمایت از مردم فلسطین از دو نظر قابل بررسی است :

1- حمایتی جهت امنیت داخلی : ما اگر از مقاومت فلسطین و لبنان و عراق و افغانستان حمایت نکنیم و بهای آن را نیز پرداخت نکنیم, فردا باید این هزینه را در راه مقابله با درگیری های داخلی خرج کنیم و چه بهتر که این هزینه را خارج از مرزهای خود انجام دهیم و امنیت را برای داخل مرزها به ارمغان آوریم.

2- حمایتی معنوی : این روزها که مردم غزه تحت حملات رژیم صهیونیستی قرار دارند ما نه به علت مسلمان بودن بلکه به علت انسان بودن باید تمام قد از آنها حمایت کنیم.

بعضی اوقات لازم است انسان رنگ, نژاد و دین خویش را فراموش کند و تنها به انسانیت فکر کند و با خود اندیشه کند آیا گناهی کودکان و زنان مظلوم و آواره فلسطین انجام داده اند که باید این چنین وحشیانه کشته شوند؟

در آخر آرزو میکنم تا هرچه سریع تر انسان کامل, آن منجی آخرالزمان, آن بهار واقعی هرچه زودتر ظهور کنند و جهان را از عدل و داد گلستان نمایند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 1:33  توسط سیدمهدی  | 

حس پدرانه

اصولا یکی از مهم ترین رسالت ها و امور محوله و یا شایدم اصلا مهم ترین رسالت تمامی پدرها "خاموش کردن کولر" میباشد.

پدر تنها مقام مسئولیست که حق خاموش و روشن کردن کولر را دارد و اوست که تعیین میکند هوا سرد شده است یا گرم!

این روزها گاهی پیش آمده است که بنده ی سراپا تقصیر این موجود خاکی و دوست داشتنی از رخت خواب بلند شده, در حالی که از شدت روزه داری پوستی نازک بر استخوان هایم چسبیده و کولر را خاموش کرده ام!

حال دو احتمال پیش می آید :

1- بنده پدر شده ام(مبارک باشه) و خودم خبر ندارم اما حس پدرانه و رسالت پدرانه در من شکوفا گشته است.

2- پدر به وظایف خویش به نحوه احسنت عمل نمیکنند که بنده احساس مسئولیت میکنم(اینجانب نقش لباس شخصی ها را در این زمینه ایفا میکنم)

مسئولین رسیدگی کنند و اگر مورد شماره یک حقیقت داشت لطفا مخارج یک سال پوشک و شیرخشک بچه را تقبل نمایند به انضمام تهیه کیلیپس دوران نوجوانی و جوانی و اگر مورد شماره دوم صحت داشت....

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 16:49  توسط سیدمهدی  | 

برای فوتبالیست های داخلی

امشب برنامه "ماه عسل" میزبان سه فوتبالیست کشورمان به نام های "رضا عنایتی", "سیدمهدی رحمتی" و "علیرضا بیرانوند" بود.

این سه فوتبالیست با ذکر خاطرات دوران سخت کودکی خویش بار دیگر این جمله معروف را به اثبات رساندند که فوتبال ورزش فقیرهاست.

در لحظاتی از این برنامه هنگامی که احسان علیخانی به علیرضا بیرانوند گفت که پس این پول هایی که الان میگیری حقت میباشد رحمتی در جواب گفت نه این ها پول مفت میباشد و طعنه ای داشت به حرف هایی که در مورد فوتبالیست ها زده میشود که قراردادهای میلیاردی منعقد میکنند و پول مفت میگیرند.

روی سخنم با رحمتی عزیز است :

1- آقای رحمتی کسی منکر زحمات فوتبالیست ها نیست اما درد مردم آن است که این پول های به اصلاح مفت حاصل خرج از بیت المال است, مگر نه اگر باشگاه های ما خصوصی بودند و هزاران میلیارد به شما و امثال شما میدانند کسی اعتراضی نداشت.

2- هنگامی که مردم در سختی و زحمت هستند و با یک بیماری به زیر خط فقر سوق داده میشوند, آنگاه دیدن فوتبالیستی که با پول های میلیاردی حرکاتی خلاف هنجارها انجام میدهد سخت استخوان سوز است.

3- آقامهدی عزیز شما همان کسی هستی که برای تیم ملی ناز کردی و به آن پشت کردی و فکر میکردی بجز خودت دیگر کسی لایق و بهتر برای پست دروازه بانی تیم ملی نیست اما "کی روش" با قلم گرفتن روی اسم تو پدیده ای بنام علیرضا حقیقی را به جهان معرفی کرد تا ثابت کند دست روی دست بسیار است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم تیر 1393ساعت 21:39  توسط سیدمهدی  | 

زیبا تمامش کنید

مهم نیست چه نتیجه ای در بازی دیگر رقم میخورد, مهم نیست نتیجه دیدار خودمان مقابل بوسنی چه خواهد شد, فقط خواهش مندیم زیبا تمامش کنید.

یوزپلنگان ایرانی لطفا این رویای شیرین را به زیباترین شکل ممکن برایمان خاتمه دهید و اجازه دهید چهارسال لذت ببریم از حضور شما در جام جهانی.

راستی کارلوس عزیز ممنونیم که به ما شجاعت و اعتماد به نفس را تزریق کردی و از خداوند تشکر میکنم که غیرت, تعصب و مردانگی را در خون مردمان این سرزمین قرار داد.

قهرمانان من سپاس و درود

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم تیر 1393ساعت 18:27  توسط سیدمهدی  | 

داخلی یا خارجی؟ مشکل از کجاست؟

اگر از دارندگان تلفن های هوشمند امروزی باشید حتما با نرم افزارهای فراوان شبکه های اجتماعی آنان نیز آشنا هستید.

نرم افزارهایی که باعث سهولت در امر ارتباطات شده اند و البته در کاهش هزینه های مشترکین نیز نقش دارند.

هر از چندگاهی در کشور بحث هایی میشود در مورد لزوم فیلتر کردن این نرم افزارهای شبکه های اجتماعی اما در جواب مخالفان همیشه مطرح میکنند تا زمانی که ما جایگزین داخلی برای این نوع از نرم افزارها نداشته باشیم حق فیلتر کردن این شبکه های اجتماعی را نیز نداریم.

به تازگی برای شبکه های اجتماعی خارجی اینستاگرام, یوتیوپ و... جایگزین های داخلی مانند لنزور, اپارات و انار طراحی شده اند و رایگان قابل دانلود و نصب هستند.

بنده در تمامی شبکه های اجتماعی خارجی و داخلی اشتراک دارم اما نکته ای که باعث ناراحتی من شده است عدم توجه کافی به نرم افزارهای داخلی است.

بحث بر سر عدم پشتیبانی نیست بلکه بحث بر سر محتویات ارائه شده در این شبکه های داخلیست که هیچگونه نظارتی بر آنان نمیشود, محتویاتی غیر اخلاقی که در شبکه های خارجی سریع حذف میشوند و کاربر آنان نیز مسدود میشوند اما این روند در شبکه های داخلی انجام نمیشود.

بنده بارها خود در انار شاهد پیام های غیر اخلاقی درخواست دوست یابی و روابط نامشروع بوده ام, بنده در لنزور شاهد تصاویر بسیار مستهجنی بوده ام که یک درصد آنان در شبکه ای مانند اینستاگرام نیست.

آیا به صرف تولید یک نرم افزار داخلی کار تمام است؟آیا نباید بر محتویات ارائه شده در آنان نیز رسیدگی صورت پذیرد؟

آیا تنها شبکه های اجتماعی خارجی محتویات مغایر با ارزش ها و اصول ما دارند؟ آیا تنها فرصت طلبان در شبکه های خارجی حضور دارند؟

مسئولین لطفا رسیدگی کنید, سپاس

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم خرداد 1393ساعت 19:30  توسط سیدمهدی  | 

تنها برای ایران و دیگر هیچ

زمان هایی میرسد که انسان در زندگی باید تصمیمات مهم و حیاتی بگیرد و یکی از راه ها را انتخاب کند, حال یکی از این دو میتواند تو را به بهشت و سعادت برساند و دیگری تو را به جهنم و فلاکت و یا انتخاب بین بد و بدتر و چاه و چاله باشد.

به صراحت بگویم دل خوشی از این نظام ندارم و همان اندک امیدی که به بهبود روند جاری داشتم در انتخابات سال 1388 به یاس و ناامیدی تبدیل شد و من به کل با مناسبات این نظام دیگر هیچ کار ندارم اما همچنان به یک چیز مهم و اساسی تعلق خاطر دارم و آنهم "ایران" است.

بعضی اوقات باید بخاطر ایران و سرزمین مادری گذشت کرد باید سوخت و ساخت اما اجازه نداد کشور بسوزد, کشور نابود شود و روزگارش شود سوریه, عراق و افغانستان.

دل خوش ندارم خود و خانواده ام در ناامنی و ترس زندگی کنیم, دل خوش ندارم هر روز شاهد کشته شدن مردمان کشورم از هر قوم و قبیله ای باشم, پس بخاطر وطنم سکوت میکنم و خون دل میخورم.

این سکوت تعبیر به پا پس کشیدن نشود که آزادی و آزادی خواهی در تک تک سلول های این مردم نهفته است و ایرانیان یگانه پرست ترین مردمان تمام ادوار جهان بوده اند اما بخاطر سرافزاری, غرور و آیادانی کشورم فقط انتقاد میکنم, تلنگر میزنم و فریاد میکشم اما بجز قلم هیچ سلاحی را انتخاب نخواهم کرد.

سلاح من تنها برای بیگانگان است, برای متجاوزان به وطنم و نه به نظام حاکم بر آن, سلاح من در حال حاضر صفحه کلید کامپیوتر زیر دستم است, زبانم در گردهمایی ها و نشست های عمومی است.

اگر ما دکتر روحانی را در 24 خرداد 1392 انتخاب کردیم نه به دلیل تعلق خاطر داشتن به ایشان و نه بخاطر سوابق گذشته ایشان است, بلکه به خود و کشور اجازه دادیم تا کمی هوای تازه و نسیم اعتدال و عقلانیت وزیدن بگیرد تا در سایه این نسیم بشود طوفان کرد.

باز هم تکرار میکنم طوفان ما از جنس قلم است, از جنس نوشتن برای رهایی.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم خرداد 1393ساعت 19:57  توسط سیدمهدی  | 

انتخابی برای ایران

هزاران سال قبل که قوم آریایی تصمیم به مهاجرت گرفتند عده ای از آنان فلات مرکزی ایران را برای زندگی انتخاب کردند و در هگمتانه گرد هم آمدند تا اولین پایه های تمدنی عظیم بنا نهاده شود.

از زمان استقرا آریایی ها در هگمتانه تا زمان حال ایران دوران های پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته است اما همیشه "پندار نیک, گفتار نیک و کردار نیک" سرمشق و سرلوحه امورات تمام اقوام ایران زمین بوده است.

ایران مکانی است برای تجمع بهترین ها و ایران و ایرانی همواره در صدر بوده اند.

شاید این روزها کمرمان زیر بار فشار مشکلات به لرزه افتاده باشد, شاید پاهایمان کمی خم شده باشد اما ما هرگز زانو نخواهیم زد و کمر خم نخواهیم کرد چون ما ایرانی هستیم چون ما آریایی هستیم.

خلیج قارس همیشه خلیج فارس است و ایران همیشه جایگاه یکتاپرستان و نیکان و خوبان.

این متن مقدمه ای خواهد بود بر روند انتخابات سال 1392 و رویکرد مردم در انخاب دولت تدبیر و امید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 18:45  توسط سیدمهدی  | 

والیبال

بچه ها خیلی مچکریم, بچه ها متشکریم

بچه ها ممنون, بچه ها سپاس

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 19:9  توسط سیدمهدی  | 

حاج آقا التماس دعا

از بچگی دوست داشتم مسئول تحقیق و تفحص در مجلس باشم تا بتوانم برای پیدا کردن و ایضا خشکاندن ریشه های فساد در فوتبال همزمان با جام جهانی به برزیل سفر کنم و فساد را از نزدیک لمس کنم.

منظورم از فساد, خدایی نکرده فساد در کنار ساحل های آفتابی و شن های داغ برزیل نیست, منظورم از فساد بارها و مغاز های فروش نوشابه های الکی برزیل نیست, منظورم آن و آنهم نیست, بلکه تنها فکر و دغدغه ی من فساد در فوتبال است و برای بررسی دقیق و بهتر این منظور کجا بهتر از سفر به مهد و خواستگاه فوتبال یعنی برزیل؟!

من میروم تا فساد را خشک کنم, من میروم تا دلال ها با دیدن من جرات پیدا نکنند روی چهارپایه بازار سیاه ایجاد کنند و بلیت مسابقات را با قیمتی بیشتر به هموطنان دلواپسم بفروشند.

من میروم تا از نزدیک شاهد فساد باشم, فساد در فوتبال و برای این منظور با هزینه شما مردم میروم تا با استکبار جهانی نیز اگر مهیا شد گل کوچیک بزنم و هی به او گل بزنم و بگویم مردم ما دلواپسن و ما مذاکره نخواهیم کرد.

من حمید هستم, حمید رسایی, اینجا برزیل, آی.لا.یو مجلس شورای اسلامی

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 17:26  توسط سیدمهدی  | 

بر قلب ها حکومت کنیم

حکومت کردن بر مردمان کار چندان سختی نیست! کافیست شما تنها یا پول داشته باشید یا قدرت تا مردم مطیع و پیرو شما شوند هرچند به زور.

به قول استالین هنگامی که فردی به قدرت برسد حتما مردم با او همراه خواهند شد, عده ی اندکی با میل و اراده خویش و مابقی به زور!

اما تنها یک نوع از حکمرانی بر مردم است که نه زور میخواهد و نه زر و سیم و هیچ پایانی هم ندارد و آن حکومت کردن بر قلب هاست.

شما شاید بتوانید جسم و جان و حتی عقل و تدبیر یک فرد را در اختیار کامل خود بگیرید اما هیچگاه نمیتوانید بر قلب او حاکم شوید و اگر بر قلب کسی حکمرانی نکنید دیر یا زود آن فرد یا افراد بر علیه شما شده و از شما پیروی نخواهند کرد.

کوروش کبیر هنگامی که سرزمینی را فتح میکرد و به ایران باستان ضمیمه میکرد بر قلب آن مردمان حاکم میشد و نه بر مال و جانشان و اینگونه بود که در سرزمین های وسیع تحت حکومت او کوچکترین اعتراض و آشوبی نبود و اولین منشور حقوق بشر نیز بر همین اساس نوشته و تدوین شد.

پیامبر اکرم(ص) که خداوند در قرآن از او به "رحمت العالمین" تعبیر کرده است نیز بر قلب های مومنان و کافران حکومت میکردند و اینگونه بود که همه عاشق و شیقته او بودند.

حضرت مهدی(عج) نیز هنگامی که ظهور کنند و جهان را از عدل و داد پر کنند نه با خونریزی و جنگ بلکه بر پایه عشق و محبت و مهربانی مردم را به سوی خود جذب میکنند و حکومتی را آغاز میکنند بر پایه لطافت, زیبایی, سخاوت و مهربانی و عشق.

حضرت مهدی(عج)بر خلاف تمامی صحبت هایی که گفته میشود, نه میکشند و نه قصد کشتن دارند بلکه او می آید تا پایانی باشد بر تمام کشته شدن ها و کشتن ها, پایانی بر تمام بدی ها و آغازی بر تمام خوبی ها و مهربانی ها.

بهشت جای دوری نیست بهشت همین زمین است اگر صبح که از خواب برمیخیزیم لبخند بزنیم, به مشکلات لبخند بزنیم, به زندگی لبخند بزنیم, و اجازه دهیم دریچه های قلب هایمان باز شوند و نسیم محبت و مهربانی فضای غم گرفته دلمهایمان را زیر و رو کند.

بهشت همین جاست در لبخندهای ما

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم خرداد 1393ساعت 19:18  توسط سیدمهدی  | 

اشتباهات آقا و خام ایکس

سلام, ما یعنی آقا و خانم ایکس چند روز قبل و در منزل پدر خانم ایکس دعوا کردیم و حالا درصدد آن هستیم که متوجه اشتباهات خود شده و دنبال راهکاری باشیم برای تکرار نشدن آن.

دعوا از دید آقای ایکس : خانم ایکس دیگر شورش را در آورده است, هر روز و هر ساعت و هر لحظه در حال غر زدن و ایراد گرفتن است که چرا مادرت فرزند مرا دوست ندارد؟ چرا پدر و مادرت ما را تحویل نمیگیرند؟ چرا فلان نوه را بیشتر از این نوه دوست دارند و...

دعوا از دید خانم ایکس : من یک خانم شاغل هستم و دیگر خسته شده ام از این همه تلاش و زحمت بی پاسخ. دیگر خسته شده ام از اینکه تا صبح بیدار باشم و به فرزندنمان برسم و صبح سرکار بروم. مادر آقای ایکس هیچگونه محبتی به فرزند من ندارد و در زمانی که مادرم به مسافرت رفته بود اصلا تعارف نکرد تا فرزندم را نگهدارد و من به مدرسه بروم, برای همین مجبور به گرفتن مرخصی شدم.

دعوا از دید ناظر سوم شخص : آقای ایکس از منزل پدر زنش تلفنی با مادرش برقرار میکند و به او میگوید چرا فزرند مرا نگهداری نمیکنی؟ آنگاه شروع میکند به داد و فریاد کشیدن و ناسزا گفتن, در این هنگام پدر خانم ایکس وارد میشود و به آقای ایکس میگوید بار آخرت باشد اینجا داد میزنی و ناسزا میگویی و...

اشتباهات آقا و خانم ایکس از دید یک کارشناس :

اولین و بزرگترین اشتباه را در این دعوا خانم ایکس مرتکب شده است که با وجود به دنیا آمدن فرزندشان همچنان سرکار میرود و فشار مضاعفی را به خود تحمیل میکند.

خانم ایکس به هر علتی اگر اشتغال بیرون از منزل را خواستار است باید روی کمک  کردن دیگران حساب نکند و تنها به توانایی های خویش اتکا کند و با بررسی شرایط ببیند آیا کار در منزل اولویت دارد یا کار در بیرون از منزل؟!

آقای ایکس به هیچ عنوان حق نداشته, ندارد و نخواهد داشت که در منزل دیگران دعوا و درگیری ایجاد کند و بهتر بود که مشکلات شخصی زندگی خویش را در منزل خویش با خانم ایکس حل و فصل میکرد.

آقای ایکس به هیچ عنوان حق ندارد ناسزا بگوید و به کسی دشنام بدهد, مرد واقعی کسی است که بدون به کار بردن ناسزا سخن خویش را بیان کند.

پدر خانم ایکس ابتدا به ساکن کار بسیار شایسته ای انجام داده است که از حریم خانه و کاشانه خویش محافظت و نگهبانی کرده است اما بعد از فروکش کردن دعوا و درگیری شایسته بود آقای ایکس را با لگد از منزل خویش بیرون میکرد تا دیگر در مکانی بجز حانه خویش با همسرش دعوا نکند.

+ نوشته شده در  شنبه سوم خرداد 1393ساعت 17:23  توسط سیدمهدی  | 

ما به خرداد پر از حادثه عادت کرده ایم

نمیدانم کدام یک از حوادث خرداد ماه را در اولویت قرار دهم برای نگارش, از بس این که ماه پر از حادثه های خبرساز است.

پس تا جایی که ذهنم یاری دهد سعی میکنم که به ترتیب وقایع مروری کوچک کنیم بر آنها :

2 خرداد : هیچ برگی از تقویم رسمی کشور مانند دوم خرداد ماه شلوغ نیست و هرچه مناسبت و حادثه بوده اند دست به دست هم داده اند تا در این روز گرد هم آیند و روزی شلوغ و تاریخی را ایجاد کنند.

از تولد پدر شروع کنم به رسم ادب و احترام باید بوسه زنم بر دستانش, هرچند که اولاد شاید چندان مطلوبی برایش نبوده ام.

پدرم تولدت مبارک.

سپس یادی کنیم از دوم خرداد 1376 روزی که درخت دموکراسی واقعی و نه نمایشی ایران به بار نشست و اصللاح طلبان با سرلیستی سیدمحمد خاتمی در یک نمایش بی سابقه و ماندگار دولت را از اصولگرایان تحویل گرفتند و دفتری در این مملکت گشوده شد به نام "آزادی مدنی"

از مرحوم ناصر حجازی هم بنویسم که خود را گلبرگ مغرور خطاب میکرد و هیچوقت سر فرو نیاورد و زانو نزد و منت شبنم را نکشید بر گلبرگ های پژمرده اش.

22 خرداد : بیست و دو خرداد 1388 شاید برای خیلی از ما روزی تلخ و گزنده باشد و حوادث پس از آن قلب مان را دچار غم کند اما فراموش نکنیم اگر نبود 22 خرداد 88 و اعتراضات مردی پس از آن شاید هیچگاه دیوار و بتی که دوستان ایجاد کرده بودند ترک برنمیداشت و مردم متوجه این واقعیت نمیشدند که میشود اعتراض کرد هرچند که جواب هر اعتراضی در این روزگار خاموشیست.

24 خرداد : بیست و چهار خرداد 1392 روزی بود که ملت دست در دست هم و پشت به پشت هم با عقلانیت و امید و آرزو و از همه مهم تر با ایجاد صفی واحد از رهبران اصلاح طلب و عقلای هر دوجناح کشور و بزرگان مانند آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله سیدحسن خمینی و آیت الله سیدمحمد خاتمی توانستند در یک نمایش غرور آفرین بر تندروها غلبه کرده و کشور را از یک خطر واقعی و سقوط به درگاه طالبانیسم ایرانی رهایی بخشند.

این روزیست که جیغ بنفش مان گوش ها را پر کرد تا معنی و مفهموم پیدا کند فریاد سبزمان در سال 1388

در آخر یادی کنم از تمامی شهدای آزادی و دموکراسی آنان که جان دادند تا به ما ثابت کنند و ثابت شود که حرف باید زد, حتی اگر صدا را در گلو خفه کنند و بگذار خون بریزند که خون جوانان پایمال شدنی نیست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393ساعت 23:17  توسط سیدمهدی  | 

نامه ای برای "او"

سلام

خوب هستی؟

از احوالات من که کامل آگاهی, پس چیز خاصی نمیگویم و یک راست میروم سر اصل مطلب!

بامرام, عزیز, نفس و هرچیزی که بشود اسمت را گذاشت دمت گرم و ممنون بابت این تقریبا یک ماه.

عجب یک ماهی برای ما ساخته ای, زیبا, دلنشین و به یادماندنی, پر از خاطره و لحظات بیاد ماندنی اما حیف که بیشتر لحظاتش غمگین است و سخت.

تا حالا هشت ساعت در به دری و بیچارگی و استرس را تجربه نکرده بودم که به لطف شما این روزها مدام در حال آزمایش و ثبت آن هستم و سپاس!

تا به حال فرق گرمای زیر سقف و گرمای بدون سایبان را تجربه نکرده بودم که به مدد شما آن را هم درک کردیم.

باز خوب است یک جایی وجود دارد که بشود ساعتی را در آن گذراند, آبی نوشید و پایی دراز کرد و کمی چرت زد.

از اینکه این روزها به زور سعی در آدم ساختن از من داری سپاس, اما فکر کنم من لجبازتر از این حرفا باشم و سرم به این زودی ها به سنگ نخورد.

اما باز هم سپاس!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393ساعت 23:33  توسط سیدمهدی  | 

وقتی برای اولویت های خویش ارزشی قائل نمیشویم!

یکی از اسامی امسال انتخاب عنوان "فرهنگ"بود که بنده در مقاله ای به ضرورت و دیر توجه کردن به آن پرداختم اما حال به نظر میرسد ما برای اولویت های خویش نیز ارزشی قائل نیستیم و آنها را چندان جدی نمیگیریم.

وقتی نمایشگاه کتاب تهران آغاز میشود یعنی یک هفته توجه بیشتر به بستر فرهنگ و فرهنگ سازی و چه ابزاری بهتر و مفیدتر و موثرتر از کتاب برای ابلاغ و نشر این پیام, اما هنگامی که ما بر خلاف روال هر ساله به جای بازدید از نمایشگاه کتاب و ارزش قائل شدن برای فرهنگ به سراغ نمایشگاه صنایع دفاعی میرویم این پیام را به دیگران منتقل میکنیم که فرهنگ در اولویت نیست و امور دفاعی و نظامی اولویت شماره یک ماست.

وقتی ما پیام میدهیم که امسال به دلیل مشغله و گرفتاری به نماایشگاه کتاب نمیرویم و ناگاه از نمایشگاه صنایع  دفاعی سر در می آوریم یعنی فرهنگ اولویت شماره یک نیست.

ایکاش بیشتر به فرهنگ توجه بشود که بسیار بی فرهنگی این روزها بیداد میکند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393ساعت 22:34  توسط سیدمهدی  | 

ما هم دلواپسیم

بنظر می آید فقط دوستان به اصطلاح ارزشی نگران میشوند و دلواپس میشوند و همایش برگزار میکنند و جمعه دلواپیسی  تشکیل میدهند اما ما هم دلواپسیم :

ما هم دلواپسیم از حذف رقیب و منتقد به نام فتنه گر به نام ضد ولایت بودن

ما هم دلواپسیم از  مصادره و تفسیر به رای کردن سخنان آیت الله خامنه ای برای کوبیدن رقیب

ما هم دلواپسیم از مستندهای دروغین و ایجاد آشوب در کشور

ما هم دلواپسیم از رویه ی یک طرفه رسانه ملی

ما هم دلواپسیم از  دروغ, تهمت و سرک کشیدن به حریم خصوصی افراد

ما هم دلواپسیم از پول ملی بی ارزش, از پاسورت فاقد ارزش در سطج جهانی و...

ما هم دلواپسیم از آن مردی که محبوس شد تا اما حاضر به تحقیر شدن ملت نشد

ما هم دلواپسیم که نکند عده ای پوب لای چرخ زندگی مردم بگذارند که مبادا, که مبادا چرخ سانتریفیوژها نچرخد

ما هم دلواپسیم...

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اردیبهشت 1393ساعت 11:34  توسط سیدمهدی  | 

باران میبارد

از محل کارم که قصد خارج شدن داشتم با نم ریز باران مواجه شدم, کلاه نقابدارم را بیشتر پایین کشیدم و زیپ گرمکن مشکیم را بالاتر دادم و راه افتادم.

ساعت یازده شب و هوای بارانی و پیاده روهای خلوت فقط فاز میدهند برای آواز خواندن و من هم پیچ صدای گلویم را کمی بالاتر دادم :"باران میبارد امشب..."

باران زیبایی بود و چنان میبارد که از نقاب کلاهم قطرات باران بر زمین میریختند و من همچنان راه میرفتم و لذت میبردم.

اما چیزی که این لذت را خراب میکرد آب راه های پشت بام منازل بود که همگی از وسط کوچه ها سر در آورده بودند و انسان را خیس میکنند.

از نظر شرعی که این کار نوعی دست بردن به حق الناس است بگذریم واقعا حیف این قطرات زیبای آب هستند که در کف کوچه ها تبدیل به فاضلاب و یا گل و لای شوند.

دیشب تصمیم گرفتم رییس جمهور نباشم و اول شهردار بشوم و دستور دهم تا تمامی آب راه های پشت بام منازل راه خود از میانه کوچه ها به زیر زمین انتقال دهند تا شاید دو زوج عاشق باران بیشتر از این خیس نشوند یعنی من و...

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 12:6  توسط سیدمهدی  | 

لطفا با شعور ما بازی نکنید

هنگامی که برنامه wechat فیلتر شد مسئولین در مصاحبه های خویش اعلام میکردند که به دلیل نقض حریم خصوصی افراد و اینکه میتوان تنها با تکان دادن گوشی به دوست یابی اقدام کرد این برنامه فیلتر شده است و البته منطقی نیز به نظر میرسید.

هرچند که باید قبل از ورود هر فناوری و برنامه ای به کشور ابتدا در مورد آن فرهنگ سازی کرد و در ادامه اگر استفاده غیر صحیح از آن ادامه یافت مانند روندی که فیس بوک در پیش گرفته است آن را فیلتر کرد.

اما دیروز خبرهایی به گوش رسید که فیلتر برنامه whatsapp قطعی شده است و در مورد viber  و instagram نیز به زودی تصمیم گیری خواهد شد.

علت فیلتر شدن whatsapp نیز نقص حریم خصوصی افراد ذکر شده است.

انسان گاهی با شنیدن صحبت هایی چنان از کوره در میرود و به مرز انفجار میرسد که دلش میخواهد فقط فریاد بزند و بگوید لطفا با شعور ما بازی نکنید ما جیگر!! نیستیم و میفهمیم.

آخر مگه برنامه whatsapp قابلیت دوست یابی دارد که شما نگران نقض حریم خصوصی افراد هستید؟ این برنامه تنها با داشتن شماره تلفن مخاطب امکان فعال سازی آن وجود دارد و اهدافی دیگر در پشت پرده این فیلتر وجود دارد.

علت اصلی فیلتر برنامه whatsapp کاهش سود مخابرات و اپراتورهای مخابراتی کشور از این برنامه بوده است چون با این برنامه میشود صدا ارسال کرد, عکس فرستاد و تماس رایگان برقرار کرد.

متنفرم از مسئولینی که شعور مردم را بازیچه قرار میدهند و حقیقت یک تصمیم را به مردم نمیگویند و آنها را جیگر!! تصور میکنند.

شما whatsapp را فیلتر کنید ما هم از دیگر برنامه ها استفاده میکنیم, آنها را هم فیلتر کنید از یک برنامه جدیدتر و دست بالای دست فراوان است ابلهان.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393ساعت 12:6  توسط سیدمهدی  | 

مطالب قدیمی‌تر